نقش موسيقي در بيماري هاي رواني و اعصاب:

دستگاه عصبي انسان- اعصاب نباتي:

1- سمپاتيك: وظيفه ي آن تنگ كردن رگ ها ، انبساط عضلات صاف،جلوگيري از ترشح،بالا بردن فشارخون و ...

2- پارا سمپاتيك: برعكس اعمال سمپاتيك

 

- تا هنگامي كه از خارج ، تحريكاتي بر آنان وارد نيايد ، به موازات يكديگر فعاليت كرده ، نظم و تعادل بدن را حفظ مي كنند، ولي اگر بر اثر تحريكات خارجي ، تعادل اين دو سلسله ي عصبي از بين برود ، ضررهاي جسمي فراوان و اختلالات رواني بي شماري براي شخص به بار خواهد آمد.

 

- مثلاً بدون هيچ حركتي ، فقط با شنيدن موسيقي ، فشار خون و ضربان قلب بالا مي رود كه اين عدم تعادل است، در صورتي كه بالا رفتن فشار خون و ضربان قلب همرا با بيشتر شدن فعاليت بدن ، مثلاً دويدن هيچ اشكالي ندارد و بدن متعادل است.

 

- همچنين در صورتي كه موسيقي در فعاليت هاي بدني به عنوان نظم دهنده باشد ، مانند رژه و يا ورزش هاي مطابق با موسيقي حلال ، تعادل بدني را برهم نمي زند و اشكال ندارد.

 

گاهي موسيقي آن چنان تعادل بين اعصاب سمپاتيك و پارا سمپاتيك را از بين مي برد كه اصول زندگي حيواني يعني جذب ، دفع ، هضم ، ترشحات ، ضربان قلب و فشارخون و مايعات ديگر را مختل ساخته ، شخص را به امراض فراواني مبتلا مي سازد.

 

مهمترين آثار خطرناك موسيقي:

1- موسيقي ، عامل مهم ضعف اعصاب:

دكتر ولف آدلر پروفسور دانشگاه كلمبيا مي گويد : بهترين و دلكش ترين نواهاي موسيقي ، شوم ترين آثار را روي سلسله اعصاب انسان باقي مي گذارد.

2- موسيقي ، عامل ضربان و سكته ي قلبي:

دكتر اوريزن اسوت مارون مي گويد: هيجان بزرگترين عامل سكته هاي قلبي است و هنرمندان اغلب به علت سكته ي قلبي درگذشته اند.

دكتر رپرت متخصص روانشناسي كودك در انگليس ، در مورد ضربان قلب اعتقاد دارد كه اطفال در رحم مادر تحت تأثير موسيقي قرار مي گيرند و اگر مادر به موسيقي گوش دهد ، ضربان قلب طفل در رحم زياد مي شود اين حالت از شش ماهگي به بعد است.

3- موسيقي ، عامل فشار خون:

جمعي از روانشناسان آلماني ثابت كرده اند كه موسيقي فشار خون را پايين و بالا مي برد. يك پزشك اروپايي ضمن تجسس از علل فشارخون كه در دنياي جديد بسيار فراوان شده است ، بازوبند فشارخون را به بازو بسته و دكمه راديو را باز كرد ؛ با گوش دادن به برنامه هاي مختلف موسيقي ، نتايج زير رسيد:

الف) هر قدر موسيقي زننده و نامطلوب باشد ، درجه فشارخون اضافه مي شود.

ب) برخي موسيقي ها ، اثر آرام كننده داشته تا مدتي كه ادامه دارد، فشار را از حد معمول پايين تر مي آورد.

ج) موسيقي چنان تأثيري در روي فشارخون پزشك داشت كه حقيقاً سلامتي او را تهديد نمود. «كتاب مناظره دكتر و پير»

 

پروفسور هنگري اوگدن استاد دانشگاه لويزيانا ، استاد روانشناسي است كه 25 سال پيرامون مسائل رواني تحقيق كرده است ؛ او مقاله اي در مجله نيوزويك مي نويسد:

دكتر آرنولد ذيدماني پزشك بيمارستان نيوريك و رئيس كلينيك سردرد ، با كمك دستگاه هاي الكتروني تعيين امواج مغز و تجربياتي كه طي مراجعه هزاران بيمار بدست آورده ، ثابت كرده است يكي از عوامل مهم خستگي هاي ذهني و فكري و سردردهاي عصبي ، گوش دادن به موسيقي است ؛ مخصوصاً براي كساني كه به موسيقي با دقت گوش مي دهند. «موسيقي از نظر دين و دانش به به نقل از مجله نيوزويك»

4- موسيقي ، عامل سستي اراده :

سست شدن نيروهاي اراده و ارتعاشات ناخودآگاه عصبي ، يكي از زيان هاي حتمي موسيقي است. آهنگ هاي شوم موسيقي به وسيله ي كشش هاي صوتي و نواهاي ارتعاشي ، خود همه قوا و نيروهاي بدني شنونده را سست نموده و تمام اعضا و جوارح بدن از تحت فرمان نيروهاي اراده انسان خارج مي شود.

5- موسيقي ، عامل ركود فكري:

دانشمندان بزرگ به موسيقي «سرپوش فكر» لقب داده اند و همچنين در كتاب «آيين حفظ و تقويت حافظه» يكي از عوامل مهمي كه حافظه انسان را خمود مي سازد ، شنيدن موسيقي ذكر شده است.

6- موسيقي ، عامل افسردگي و خمودگي :

هر اندازه كه موسيقي براعصاب مسلط شده باشد ، به همان اندازه روح كاهلي ، افسردگي و خمودگي بر انسان مستولي خواهد شد. رغبت مطالعه را در انسان كم مي كند ، استعداد را ضعيف مي كند و با توجه به تأثيرات عميق و زيان بخشي كه موسيقي برروي مغز و اعصاب دارد ، نبوغ فطري آن ها را براي پيشرفت در تحصيل ، به كلي از بين مي برد.

7- موسيقي ، عامل تضييع نيروي قضاوت

8- موسيقي ، عامل تضييع نيروي باصره :

از نظر فيزيولوژي چشم ، حركت عضلات چشم ، توسط دو دسته اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك صورت مي گيرد. وقتي تحريكات خارجي(موسيقي) تعادل بين دو سيستم عصبي را به هم بزند در اين صورت يكي از آثار شوم آن ، ضعف نيروي باصره خواهد بود.

9- موسيقي ، عامل اختلالات دماغي(اغتشاشات مغزي ، هيجانات روحي ، جنون)

10- موسيقي ، عامل مرض ماني(نوعي جنون است كه درجات متعددي دارد)

11- موسيقي ، عامل مرض پارانويا (نوعي مرض روحي است كه شخص ادعاهاي بي مورد كرده و خود را شريف تر و بالاتر از همسر مي داند)

12- موسيقي ، عامل سيكلوتيمي:

هنري باروك مي گويد : نوعي بيماري رواني است كه شخص بيمار گاهي مي خندد و بعضي اوقات از خود ترشرويي نشان مي دهد و گاهي گرفته و غمگين است.

منابع:

تأثير موسيقي بر روان و اعصاب ، موسيقي از نظر دين و دانش ، موسيقي از ديدگاه اسلام ، اسلام و موسيقي ، مناظره دكتر و پير ، بيماري هاي رواني ، بلاهاي اجتماعي قرن