به نام خالق هستي   موضوع: راههاي بهره وري بيشتر از ماه رمضان   محقق: سرکارخانم ليلا برکتي استاد:آقاي کيانوش اماني نام دوره:تربيت مربي پيش دبستاني وابتدايي     فهرست اولين قدم براي اصلاح خود 4 نفس امّاره، ارتباط با حق را مي‌‌گيرد 6 اولين بركت روزه 10 چگونه ماه رمضان با ماه‌‌‌هاي ديگر فرق مي‌كند؟ 11 در ماه رمضان از خدا چه بخواهيم ؟ 13 ارزش ماه رمضان 15 خوابِ چه كساني در ماه رمضان عبادت است ؟ 17 روزه دار؛ متخلق به صفات ملائكه 19 معني گرسنگي روز قيـامت 21 تلطيف روح 22 كنترل خيال 24 رقّت قلب 25 آزادكردن درون از گنـاه 25 فلسفة عبادت در زمان‌ها و مكان‌هاي مقدس 27 از اين دستورالعمل ، بالاتـر ؟! 28 راه رهايي از آتش قيامت 30 راه بخشش گناهان 31 راه سيـر به بهشـت 33 راه رهايي از غضب خدا در روز قيـامت 33 ريشة كرامت در قيامت 36 چه كساني در روز قيامت به رحمت الهي وصل مي‌شوند ؟ 37 راه دوري از آتش 38 صلوات بر پيامبر، عامل سنگين شدن ميزان‌هـا 38 قرآن؛ راهي گشوده شده بين عبد و ربّ 39       بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم «الحَمدالله ‌الذي هَدانا لِحَمْدِهِ وَ جَعَلْنا مِنْ اَهْلِهِ ..... وَالْحَمْدُلِلّهِ الَّذي جَعَلَ مِنْ تِلْكَ‌السُّبُلِ شَهْرَهُ، شَهْرَ رَمَضان، شَهْرَالصّيام، وَ شَهْرَالاِسْلام، وَ شَهْرَالطَّهُور، وَ شَهْرَالتَّمْحيصِ، وَ شَهْرَ الْقيامِ، اَلَّذي اُنْزِلَ فِيهِ الْقُرآن، هُديً لِلنّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدي وَ الْفُرْقانِ. فَاَبانَ فَضيلَتَهُ عَلي سائِرِالشُّهُورِ بِما جَعَل لَهُ مِنَ الْحُرُماتِ الْمَوْفُورَةِ و الْفَضائِلِ الْمَشْهُورَةِ..... اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحمَّد وَ آله، وَ اَلْهِمْنا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ اِجْلالَ حُرْمَتِهِ». حمد خدايي را كه ما را راهنمايي نمود تا حمدش كنيم و از اهل چنين حمدي قرار داد. و حمد خدايي را كه راه رضايت خودش را به ما نماياند و يكي از آن راه‌ها را ماه رمضان قرار داد. ماه روزه، ماه اسلام، ماه پاكيزه شدن، ماه تصفيه، ماه به‌پاخاستن براي عبادت، ماهي كه در آن قرآن نازل شد، جهت هدايت مردم و روشنگري و هدايت. پس آشكار نمود برتري آن ماه را با قراردادن محرّمات فراواني كه در ماههاي ديگر حرام نيست و ..... پروردگارا! بر محمّد و آل او درود بفرست و ما را متوجه بزرگي آن ماه و بزرگداشت حرمت آن، بگردان...  اولين قدم براي اصلاح خود حلول عيدُ اللهِ اكبر، عيد اولياء خدا، ماه مبارك رمضان را خدمت همة عزيزان تبريك عرض مي‌‌‌‌كنم و اميدوارم همچنان‌كه خود حضرت حق در رابطه با نتيجة روزه فرمود: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون»، و دل ما را اميدوار كرده‌‌اند كه اين مسير، مسيرِ رسيدن به مقصد و غايت همة مؤمنين يعني مقام تقواست، به‌ لطف خدا ما نيز از بهره‌‌هاي عالية تقوا برخوردار باشيم. چنانچه ملاحظه مي‌فرماييد حضرت‌سجاد مشخصة ماه رمضان را داشتن محرّمات فراوان معرفي مي‌نمايند و مي‌فرمايند: «جَعَل لَهُ مِنَ الْحُرُماتِ الْمَوْفُورَةِ و الْفَضائِلِ الْمَشْهُورَةِ» يعني خداوند براي آن ماه محرّمات فراوان و فضايل مورد توجهي قرار داد. و بعد مي‌فرمايند: «فَحَرَّمَ فِيهِ ما اَحَلَّ فِي غَيْرِهِ اِعْظاماً» يعني؛ در راستاي بزگداشت اين ماه، چيزهايي كه در غير اين ماه حلال بود، حرام كرد «وَ حَجَرَ فِيهِ الْمَطاعِمَ وَ الْمَشارِبَ اِكْراماً» يعني؛ و از جهت اِكرام و بزگواري اين ماه، خوردني‌ها و نوشيدني‌ها را منع نمود. زيرا براي ملاقات با حضرت پرودگار مانعي در ميان است و آن مانع بايد برطرف شود. آن مانع را پيامبرخدا به ما معرفي كردند و فرمودند: «اَعْدي عَدُوَّكَ نَفْسَكَ الَّتي بَيْنَ جَنْبَيْك»  يعني؛ دشمن‌ترين دشمنانت، نفس خودت است كه در بين دو پهلويت قرار دارد، و از اين طريق مانع اصلي ارتباط با معبود و محبوب بشر را به بشريت معرفي نمودند، و حالا براي اين‌كه اين مانع برطرف شود بايد مطلوبات آن را كنترل كرد، و مطلوبات آن همان‌هايي است كه استفاده از آن‌ها در حين روزه ممنوع شده‌است. پس در واقع حضرت‌سجاد كه مي‌فرمايند: محرّمات و موانع فراواني را خداوند در اين ماه قرار داد. اين محرّمات و موانع، مطلوبات نفس امّاره است، و خداوند از اين طريق مي‌خواهد بين مطلوبات حقيقي بندة خود و بين مطلوبات نفس امّارة او، جدايي بيفكند و اين اولين قدم راه‌افتادن بنده است به‌سوي خدا و پيدا كردن جايگاه روزه در ماه رمضان. تازه وقتي دوگانگي و جدايي نفس امّاره با ما روشن شد، عبادات معني خود را پيدا مي‌كند وگرنه چه بسا كه عبادت مي‌كنيم ولي نفس امّاره از آن بهره‌برداري مي‌كند و لذا پيامبرخدا فرمود: «لِكُلِّ شَيْئٍ بابٌ وَ بابُ الْعِبادةِ الصَّوم» يعني؛ هر چيزي را دري است و در ورود به عبادت، روزه است. چون از طريق روزه مقابل نفس امّاره مي‌ايستيم و دشمني آن را مي‌شناسيم و إن‌شاءالله، آرام‌آرام دشمني آن برايمان آشكار مي‌شود و در همين راستا است كه خداوند در آيه 153 سوره بقره مي‌فرمايد: براي اين‌كه از كفر نجات پيدا كنيد، از صبر و صلاة كمك بگيريم. و امام صادق مي‌فرمايند: صبر در اين‌جا به معني روزه است. يعني حتي در اين‌جا روزه را از نماز مقدم داشت، چرا كه باب همة عبادات روزه است، تا از آن طريق جدايي بين نفس امّاره و خود انسان روشن شود و عبادات جهت حقيقي خود را طي كند. گاهي ما جايگاه عباداتمان را نمي‌‌شناسيم و به‌همين جهت بهرة لازم را از آنها نمي‌بريم. پيامبر و ائمه بيش از آن‌كه صورت يك عمل عبادي را به ما توصيه كنند، نيّت و جايگاه آن را به ما توصيه مي‌‌‌كنند. اگر فرمودند: «نيّت، سخت‌‌تر از عمل است» يعني جايگاه نيتْ خيلي مهم است. در اين‌كه جايگاه مثلاً اين عمل عبادي در زندگي و در قلب ما كجاست، بايد تأمل داشت و بدانيم اين مسئله از خود عمل سخت‌تر و مهم‌تر است. آنچه بنده مي‌خواهم عرض كنم و بعد شاهد عرايضم را خطبة شعبانية حضرت رسول‌الله قرار مي‌‌دهم، رسيدن به اين موضوع است كه نفس امّاره‌اي داريم كه هر حركت و ميل ما را به نفع خودش تمام مي‌‌كند، و لذا بايد با خودِ اين نفس امّاره درگير شد و اول بايد مسئله‌مان را با نفس امّاره‌مان حل كنيم. اين موضوع كار مي‌‌برد و تلاش زيادي مي‌خواهد تا انسان بفهمد بايد با نفس امّاره در بيفتد. اگر گاهي اوقات‌‌‌ به تمايلات روحاني خود دقت كرده‌‌‌ باشيد، مي‌‌‌‌بينيد دلتان مي‌‌‌خواهد مثلاً گرسنگي بكشيد، چون در روايت داريم علاوه بر روزه، خود گرسنگي يك ثواب جدايي دارد، هم‌‌‌چنين در روايت آمده است كه شيرين‌‌‌ترين و خوش منظرترين محل براي نظر حضرت حق، معدة خالي است.  حالا براي توجه به حق، مي‌آييم گرسنگي بكشيم، يك‌مرتبه ملاحظه مي‌كنيم نفس امّاره با هزار دليل وسط مي‌آيد كه اين‌كار را نكنيم. اين بايد براي ما حل بشود كه هر كار الهي كه بخواهيم بكنيم نفس امّاره به ميان مي‌‌‌آيد تا ما را از آن كار منصرف كند، و يا آن‌را به نفع خودش تمام كند. اين عزم و حالتي كه در شما به‌وجود مي‌آيد كه بايد مسئله‌‌مان را با نفس امّاره حل كنيم- به اصطلاح- يك حالت يَـقْـظِـه يا بيداري است، يعني تازه بيدار شده‌‌ايم كه چه كار بايد بكنيم. اولين قدم در اصلاح خود، از وقتي شروع مي‌‌شود كه جنگ با نفس امّاره شروع شود. به گفتة مولوي: مر هوا را تو وزير خود مساز           كـه برآيـد جــانِ پـاكـت از نمـاز   هين مرو اندر پي نفس چوزاغ           كو به گورستان برد ني سوي باغ   در شرح حال يكي از علماي بزرگ آمده است كه مي‌فرمايند: «نصف شب بلند شدم ديدم خيلي دلم - يعني نفس امارّه‌‌‌ام- مي‌‌خواهد نماز بخوانم، و به همين جهت كه احساس كردم پاي هواي نفس به ميان است، نخواندم، چون ديدم اين همان است كه هميشه مصيبت سرِ من مي‌‌آورد و مرا از عبادات منصرف مي‌كرد». هنر اين عالم بزرگ در شناخت پيام‌هاي نفس امّاره و فاصله گرفتن از آنهاست كه خود اين شناخت احتياج به ممارست دارد. شما اين را در خودتان حس مي‌كنيد كه همة ما يك دلِ پر ازميلِ به سركشي داريم، و به اين راحتي هم نمي‌رسيم به اين‌كه قصه‌مان را با آن يكسره كنيم، اين‌‌قدر زرنگ است كه هر تصميمي مي‌گيريم، به نفع خودش تمام مي‌كند و حتي خودش را به جاي خودمان جا مي‌زند. اگر انسان به اين رسيد كه اصلاً بناست كه من با نفس امّاره در بيفتم و بنا نيست من با اين كنار بيايم، تازه اول راه است. عمده اين است كه متوجه شويم نفس امّاره به‌گونه‌ اي با ما برخورد مي‌كند كه خودش را از ما مي‌داند. بنابراين ما به اين راحتي بناي جنگيدن با آن را نمي‌گذاريم، چون خودش را از ما مي‌داند و مي‌آيد به ما مي‌‌چسبد. مي‌گويد: اصلاً من خودت هستم. به گفتة صاحب مثنوي: حيله كرد انسان و حيله‌اش دام بود           آنچه جان پنداشت، خون آشام بود   در ببست و دشمـن اندر خانه بـود           حيلة فـرعـون از ايــن افسانه بـود   يعني همة بدبختي فرعون در همين يك نكته بود كه دشمن خود را دوست گرفت و آنچه را جزء جانش مي‌پنداشت، خون‌آشام او بود و او نفهميد. پس اولين مسأله و اولين قدم در اصلاح نفس، اين است كه ما جنگ با نفس امّاره را شروع كنيم و مواظب باشيم حيله‌هاي او را توجيه نكنيم و او را مبرّي از اتّهام ننماييم و همراه با يوسفِ جان خود بگوييم: «وَ ما اُبَرِّءُ نَفْسي اِنَّ‌النَّفْسَ لَاَمّارَةٌ بِالسُّوء ......»  يعني من نفس خود را از اين‌كه برايم نقشه بكشد و به‌سوي هلاكت بكشاندم، مبرا نمي‌دانم، چرا كه او كارش دستوردادن به بدي‌ها و زشتي‌ها است. البته مطمئن باشيد اين كار، بدون كمك خدا و توسل به پيامبر و ائمه محالِ محالِ محال است. اگر ديديد كسي دست توسل به خدا و پيامبر و ائمه دراز نكرده است، بدانيد اصلاً نمي‌فهمد جنگ با نفس امّاره يعني چه؟ در دعاي صباح، حضرت اميرالمؤمنين در محضر حق عرضه مي‌دارند: «اِنْ خَذَلَنِي نَصْرُكَ مُحارَبَةِ النَّفسِ وَ الشَّيْطانِ فَقَدْ وَكَلَنِي خِذْلانُكَ اِلي حَيْثُ النَّصَبِ وَ الْحِرْمانِ» يعني؛ «اي خدا! اگر در راه مقابله و مبارزه با نفس امّاره و شيطان دست از ياري‌ام بكشي، حتماً اين عدم ياري‌ات مرا به‌سوي سختي و محروميت از سعادت سوق مي‌دهد». همة حرف اولياء الهي اين است كه خدايا! اگر مرا در تشخيص نفس امّاره و مبارزه با آن به خودم وابگذاري هيچ كاري نمي‌توانم بكنم0نفس امّاره، ارتباط با حق را مي‌‌گيرد بايد متوجه باشيم وقتي نفس امّاره وسط آمد، ما از چه چيزي محروم مي‌شويم؟ مثالي مي‌‌زنيم إن‌شاءالله مطلب روشن بشود. شما يك وقت مي‌‌‌خواهي‌ بگويي: «خـدا»، چرا مي‌خواهي بگويي «خدا»؟ چون تمام دلت، طالب خداست. مي‌‌‌خواهي بگويي خدا و دل را در همين خداگفتن‌ نگهداري و استفاده‌ها ببري، مي‌‌بيني حالي هم به لطف خدا به تو دست داد، اما يك‌مرتبه متوجه مي‌شويد، نفس امّاره جلو آمد كه بسيارخوب است، بگو خدا، تا بلكه فلان مشكلت هم حل شود، كار و كاسبي هم به‌دست بياوري. شما ملاحظه كرديد چه چيزي وسط آمد؟ نفس امّاره و آن استفادة معنوي ما را از جهت اصلي‌اش خارج كرد. آخر من كار مي‌‌‌‌خواهم براي اين‌كه شرايطي به‌دست آيد بگويم خدا، حالا كه به حمدلله در شرايطي هستم كه مي‌گويم خدا، ديگر فكر كار و كاسبي اين وسط چرا پيدا شد. يعني با طرح موضوعي ديگر؛ ذوقِ حضور و ارتباط با حق را از ما مي‌‌گيرد. اگر بفهميم چگونه نفس امّاره منبعِ بزرگي از شعف و مهرباني و رحمت يعني خدا را از ما مي‌‌گيرد، آن‌وقت مي‌‌فهميم كه بايد چگونه مسأله‌‌‌اش را حل كنيم. اگر فهميديم از طريق تبعيت از نفس امّاره از چه‌چيز بزرگي محروم مي‌‌شويم، مي‌‌فهميم كه با چه‌كسي بايد جنگ كنيم و چرا بايد جنگ كنيم؟ علاوه بر اين مي‌‌‌‌فهميم‌ در اثر اين جنگ ‌چيزي كه به‌دست مي‌‌آوريم عبارت است از ذوق حضور و ارتباط داشتن با خودِ حضرت حق، كه مقصد و مقصود همة اولياست. عرض ما اين بود كه نفس امّاره حتي وقتي كه با خدايمان حرف مي‌‌‌‌زنيم وسط مي‌‌‌‌‌‌آيد و همين ارتباطِ ما با خدا را به نفع خودش تمام مي‌‌‌‌‌كند. ببينيد در اين حالت ديگر چيزي براي ما باقي مي‌‌‌‌گذارد ؟! يعني وقتي مانع ارتباط انسان با خداي خود است و ارتباط انسان را با مقصد و معبودش قطع مي‌كند، چگونه بايد با آن برخورد كرد. حالا دوباره فكر كنيد با به‌ميان آوردن نفس امّاره، ما از چه چيز بزرگي محروم مي‌‌‌‌‌‌مانيم ؟ مگر اُنس با خدا، چيز كمي است كه محروميت از آن اُنس را بتوان تحمل كرد؟ مقصر هم خود ماييم كه به نفس امّاره ميدان داديم و در مقابل خواستة آن مقاومت نكرديم. حرف دين، غير از حرفِ بقيه است. دين حقايق و ظرائفي را در جان ما مي‌بيند و گوشزد مي‌كند كه بقيه از فهم آن محروم‌اند و بعضاً از سر دلسوزي، ما را در پذيرفتن فرامين نفس امّاره تشويق مي‌كنند. در واقع اگر دقت كنيد؛ اين‌ها چه بخواهند و چه نخواهند منكر نفس و شيطان‌اند. شما ببينيد بعضي‌‌ها چيزي به نام نفس امّاره و شيطان را منكرند. به قول مولوي: فلسفي كو ديو را مُنكِر بُوَد           در همان دم، سُخرة ديوي بُوَد   فلسفي - منظور، معتزلي است نه فيلسوفان بزرگ ما- كه مي‌‌‌گويد: كو شيطان؟! در همان‌دم كه منكر شيطان است در واقع در تسخير شيطان ‌است. اولين بركت روزه ما اول بايد خوب بفهميم شيطان و نفسِ امّارةٌ بِالسّوء واقعيت دارند و فعال هم هستند، و ثانياً: بايد با آنها مقابله كرد. اگر ما نفس امّاره و شيطان را نمي‌‌بينيم به اين جهت است كه مشغول آنهاييم. ما گاهي آن‌قدر مشغولِ يك ميل و هوس هستيم، كه متوجه نيستيم آن هوس دارد بيچاره‌‌‌مان مي‌‌كند. پس اول بايد از طريق دين، متوجه وجود نفس امّاره و شيطان باشيم. دوم اين‌كه برنامه‌اي براي مقابله با آن در زندگي پياده كنيم. خدا در قرآن مي‌فرمايد: «اِنّي قَريبٌ، اُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ» من نزديك هستم و مي‌‌توانيد با من ارتباط برقرار كنيد و تقاضاهايتان را به من بگوييد تا برآورده سازم. و با توجه به اين وعدة حضرت حق، با نور قرب حق، از دست نفس امّاره راحت شويد. پس تا اينجا خوب دقت كنيد؛ مقصد و مقصود ما كه همان خداست، خودش مي‌فرمايد: «اِنّي قَريبٌ». خداوند اول به پيامبرش در آيه 186 سوره بقره مي‌فرمايد: «اِذا سَئَلَكَ عِبادي عَنّي» يعني؛ وقتي بنده‌‌‌هاي من از تو در بارة من مي‌‌پرسند، خودم نزديك هستم«اِنّي قَريبٌ». نفرمود كه پيغمبر! بگو: من نزديكم، بلكه فرمود: من نزديكم. اگر فرموده بود؛ «بگو: من نزديكم»، يعني بين ما و خدا، پيامبر واسطه بود. يعني خداوند مي‌فرمايد: اين‌جا ديگر حتي پيامبر هم بين من و شما واسطه نيست. ببينيد كجا قرار داريم، اين‌چنين راحت مي‌شود با خدا ارتباط پيدا كرد! و خداوند هم به پيامبرش?فرمود: وقتي «عبادي» يعني بنده‌هاي من از تو سؤال مي‌كنند، ملاحظه مي‌كنيد كه با صفت «عبادي»، آنها را نام برد، چون روزه‌دار در ماه رمضان ديگر از بندگيِ نفس خود خارج شده و به بندگيِ خدا وارد شده. حال چه چيز مانع چنين ارتباطي است؟ نفس امّاره. چطور مي‌‌توان مسأله نفس امّاره را حل كرد؟ ستون فقرات نفس امّاره را با روزه مي‌‌توان شكست. خود اراده به گرفتن روزه، جنگ با نفس امّاره است كه بدترين مانعِ اتصال عبد است به رب. روايت‌‌هايي كه در كتاب‌‌هاي اخلاق در رابطه با «روزه» و «جُوع» هست خيلي به دردتان مي‌‌‌خورد، در طول ماه رمضان يا ماه رجب و شعبان اين روايات را مطالعه فرماييد، چون باعث مي‌‌شود انگيزه‌‌ و نيت‌تان محكم و عميق بشود، چرا؟ چون روزه گرفتن يك بحث است، روزة محكم و عميق‌گرفتن يك بحث ديگر. كتاب‌هاي «مهجة‌البيضاء»، «جامع‌‌‌السعاده»، «معراج‌‌السعاده» و «مصباح‌‌‌الشريعه» در اين رابطه خيلي مفيد است. در بحث «روزه؛ دريچه‌‌اي به عالَم معنا» تقريباً مقداري از روايت‌‌‌ها تنظيم شده‌است، اين‌‌ روايات در شديدكردن عزمِ روزه‌دار به او كمك مي‌‌‌كنند. پس اصلِ روزه، ستونِ فقرات نفس امّاره را مي‌شكند، دستوراتي كه پيامبر و ائمه معصومين مي‌دهند، دست‌هاي نفس امّاره را كوتاه و إن‌شاءالله قطع مي‌كند. حالا ما با اين مقدمه كه عرض شد مي‌خواهيم سخنان حضرت پيامبر را در آخرين جمعة ماه شعبان كه براي آمادگي مؤمنين جهت ورود به ماه رمضان ايراد فرمودند، بخوانيم. چگونه ماه رمضان با ماه‌‌‌هاي ديگر فرق مي‌كند؟ گاهي اين سؤال پيش مي‌آيد كه «مگر زمان‌‌ها با هم فرق مي‌كنند؟!» اين از حرف‌‌هايي است كه بالاخره شيطان مي‌زند. شيطان، گاهي وقت‌‌ها حرف‌‌هاي به‌ظاهر علمي مي‌زند كه، چه فرقي بين مثلاً ماه رمضان و ماه شوال هست؟! مگر زمان‌ها فرق مي‌كنند؟! زمان‌‌‌ها فرق نمي‌‌‌كنند، ولي حضرت حق اراده كرده است اين ماه، اين خصوصيات را داشته باشد. همچنان‌كه اراده كرده است چشم من خواصي داشته باشد كه آن خواص را، كف پاي من ندارد، هرچند همة اعضاي من اعم از چشم و دست و پا، از جنس ماده هستند، ولي خواصي كه چشم من در نمودن قواي بينايي من دارد، كفِ پاي من ندارد. آنچه تو را وارد اين نعمت بزرگ مي‌كند، علاوه بر خاصيت خاص ماه رمضان، همت و ارادة تو است. ببينيد، صِرف ارادة ورود به ماه رمضان و شروع احكام ماه رمضان، خودش ورود در شهرُالله يا ماه خدا است. و اين خودش كارِ بزرگي است، اين‌كه ظاهرش هيچ كاري نيست كار خيلي بزرگي است. شما ببينيد چند درصد از آدم‌ها هستند كه اراده مي‌كنند وارد ماه رمضان بشوند؟! از اين ارادة واردشدن به ماه رمضان،‌ خيلي كار مي‌آيد. مثل نماز است، شما همين‌كه اراده مي‌كنيد وارد نماز شويد، احوالاتتان احوال معنوي مي‌شود، الاّ اين‌كه خودتان بعداً نماز را خراب كنيد. پس اراده به پذيرش ماه رمضان و پذيرش حكم خدا ، ما را واردِ اين احوالات مي‌كند. گاهي سؤال مي‌شود چرا در ماه‌هاي ديگر اين احوالات نيست؟ مي‌پرسيم آيادر ماه‌‌‌‌‌‌هاي ديگر مي‌تواني اراده كني كه وارد ماه رمضان بشوي؟ مسلم نمي‌تواني اراده كني، چون آن ماه‌ها، ماه رمضان نيست. از طرف ديگر اگر ماه رمضان باشد ولي شما اراده نكني وارد آن ماه بشوي باز هم نمي‌تواني اين نتايج را به دست بياوري. گاهي ما حرفي را مي‌گوييم، ولي باور نداريم. مثلاً مي‌گوييم ماه رمضان، ماه رحمت و مغفرت و بركت است، ولي باور نداريم اين ماه با ماه‌هاي ديگر فرق مي‌كند، در حالي‌كه وقتي به رحمت و مغفرت و بركت اين ماه دست مي‌يابيم كه بدانيم: اولاً؛ خدا اين ماه را ماه رمضان قرار داد، ثانياً؛ اراده كنيم كه وارد ماه رمضان بشويد. آن «قراردادن الهي» واين «ارادة ما»، چنين شرايطي را إن‌شاءالله به‌وجود مي‌آورد. تمام خطبة شعبانيه يك روايت است كه راوي آن هم حضرت اميرالمؤمنين هستند. مي‌فرمايند: «اِنَّ رَسولَ الله: خَطَبَـنا ذاتَ يَوْمٍ، فَقالَ اَيُّـهَاالنّاس! اِنَّهُ قَدْ اَقبَلَ اِلَيْكُمْ شَهْرُاللهِ» مي‌‌‌‌گويند: يك روزي (ظاهراً، همان جمعة آخر ماه شعبان است) حضرت پيامبرخدا براي ما خطبه ايراد فرمودند: كه اين ماه، ماه خداست- روي اين واژه‌‌‌ها التفات داشته باشيد خيلي حرف است - يعني شما نفس امّاره را كه در اين ماه، زمين بگذاريد و خودِخدا را داشته باشيد آنگاه خودِ خدا و ماه خدا به‌سوي شما روي آورده است. لذا پيامبرخدا در ادامه مي‌فرمايند: ماه خدا به‌سوي شما روي آورده. در ماه رمضان از خدا چه بخواهيم ؟ «بِالْبَـرِكَةِ وَالرَّحْـمَـةِ وَالْمَـغْفِرَةِ»، يعني اين ماه با اين سه خصوصيت به‌سوي شما آمده، حال معلوم مي‌شود ما در ماه رمضان چه مي‌خواهيم. مي‌فرمايد: اين ماه، ماه خداست و سه خصوصيت هم دارد. اولاً: داراي «بَـرِكَة» است - بِرْكه، جايي را مي‌گويند كه آب در آن باشد. موهاي نرم جلوي سينة شتر را كه خيلي نرم است نيز بِركه گويند-. يعني يك ماهي است كه با روح شما يك تماس خاص همراه نرمي و ملايمت دارد، بهتر است معني كنيم اين ماه براي جان شما فرح‌انگيز است. ثانياً: داراي «رحمـت» است، يعني در اين ماه ظهور حق براي شما با اسم «رحمان» است. رحمت، لطفي است كه شامل كافر و مؤمن مي‌شود، يعني در اين ماه به گناه‌ها نگاه نمي‌‌كنند، به تو با «رحمت» نگاه مي‌كنند. ثالثاً: داراي«مغفرت» است. خدايا! يك ذرّه از مغفرتت را به ما بده، ما مسئله‌مان حل مي‌شود. شما همه‌تان ديده‌ايد كه گاهي احساس مي‌كنيد در تاريكي هستيد، هيچ حال معنوي در خود نداريد. اگر آن آقا گفت كه: بُوَد آيا كه درِ ميكده‌ها بگشايند؟!           گره از كار فرو بستة ما بگشايند؟!   منظورش بازكردن درِ مغفرت است. ما در اين دنيا گير افتاده‌ايم، بايد درِ ميكده‌ها را بگشايند تا گره از كار فروبسته ما باز بشود. مغفرت يعني؛ افق جان را آن‌چنان متوجه حق كنند كه گناه‌ها اصلاً مزاحم ارتباط با حق نشود و گناه را از سر راه توجه به‌سوي حق بردارند. در مناجات معجزه‌آساي ابوحمزه از خداوند تقاضا مي‌كنيد: «فَرِّقْ بَيْنِي وَ بَيْنَ ذَنْبِيَ الْمانِعِ» يعني خدايا بين من و بين گناهم جدايي بينداز، چرا كه گناه، مانع ارتباط بين عبد و ربّ است و مغفرت، رفع آن ذنبِ مانع است، و با رفع حجاب بين عبد و ربّ از طريق «مغفرت» مانع از ميان برداشته مي‌شود، يعني ماوراء گناهان در را براي ما باز مي‌كنند. شما فكر مي‌كنيد بناست ما تا آخر همين‌طور در تاريكي زندگي كنيم؟! اين كه بيني مرده و افسرده‌اي           زان بُوَد كه ترك سَرْوَر كرده‌اي   سَروَر را بايد به اسمِ غفّار بخواني و بگويي «يا غفّار» يعني در اين ماه خداوند با غفّاريتش به‌ميدان آمده است تا ما را از اين تاريكي‌ها نجات دهد. حضرت ‌پيامبر مي‌فرمايند: در اين ماهي كه آمده سه تا چيز هست، بركت، رحمت و مغفرت. خدا به هركس هم به اندازة اشتهايش و آمادگي بيشتر خواستن، مي‌دهد، سعي كنيد كم نخواهيد. هر چه در اين راه نشانت دهند           گرنستاني ، بِه از آنت دهند   شما بگو خدايا! من هيچي نمي‌خواهم جز مغفرت تو، حضرت ربّ هم مغفرت را به تو مي‌دهند. به قول آن آقا كه فرموده بود: بچّه وقتي بهانه مي‌گيرد هرچه اسباب‌بازي به او مي‌دهند، پرت مي‌كند، بعد آخرش بابا، خودِ بچه را بغل مي‌كند، ديگر به او اسباب‌بازي نمي‌دهد. يعني شما در اين ماه، مغفرتِ خدا را بخواهيد تا حجاب بين شما و خودش را برطرف كند و در مقام قرب با حضرت حق قرار گيريد. آري: از جمع كتب نمي‌شود رفع حُجُب           در رفع حجب كوش، نه در جمع كتب   ارزش ماه رمضان «شَهْرٌ هُوَ عِنْدَاللهِ اَفْضَلُ الشُّهُور» ماهي كه نزد خدا بالاترين ماه‌هاست، و ظرفيت بيشترين ارتباط با خداوند را در خود دارد، مثل شرايط خاص مسجدالحرام كه به‌جهت ظرفيتي كه خداوند در آن قرار داده هر نمازي وسعت ده‌هزار نماز مي‌يابد. «وَ اَيّامُهُ اَفْضَلُ الاَيّام، وَ لَياليهِ اَفْضَلُ اللَّيالي، وَ ساعاتُهُ اَفْضَلُ السّاعاتِ» يعني روزهاي ماه رمضان بهترين روزها و شب‌هايش بهترين شب‌ها و ساعاتش بهترين ساعات است. چرا؟ به دو دليل: يكي به جعلِ خداوند كه چنين ظرفيتي را به اين ماه داده است كه حجاب بين عبد و ربّ تا آنجا كه ممكن است برداشته شده، يكي هم به جهت نيت شما كه عزم كرده‌ايد وارد ماه رمضان شويم و حرمت آن را پاس داريد. به‌همين جهت هم حضرت سجاد? از خداوند تقاضا مي‌كردند: «وَ اَلْهِمْنا مَعْرِفَةِ فَضْلِهِ وَ اِجلالَ حُرْمَتِهِ» يعني خدايا! معرفت برتري و حرمت اين ماه را به قلب ما الهام كن. اين ماه دو خصوصيت دارد: يكي اين‌كه خدا اين ماه را ماه خودش قرار داده، يكي هم اين‌كه شما با روزه وارد آن مي‌شويد، آ‌ن‌هم با روزة رمضان، كه روزة فريضه است و نه روزة مستحب. إن‌شاءالله مي‌‌‌رسيد به اين‌كه از روزه‌هاي فريضه خيلي كار مي‌آيد، و در واقع روزه‌هاي مستحبي مقدمه مي‌شود تا روزة فريضه به معني كامل واقع شود. آن‌قدر اين ماه محترم است كه هيچ انسان مكلّفي حق ندارد بدون روزه وارد آن شود، مثل سرزمين مقدس حَرَم الهي كه شرط واردشدن در آن، مُحْرِم‌شدن است. اين‌جا هم شرط واردشدن به زمان مقدس رمضان، روزه‌دار بودن است. يعني وارد محرّمات خاص شدن، همچنان كه مُحْرِم در حرم اَمن خدا نبايد به شهوات نزديك شود و يا عطر مصرف كند و يا لباس دوخته بپوشد و كلاه بر سر بنهد و يا جدال كند، چرا كه براي رسيدن به مواهب عظيم حجّ بيت‌الله بايد موانعي را كه نفس امّاره طالب آنهاست بر خود تحميل نمود، در رمضان هم شرط رسيدن به لقاي الهي، ترك محرّمات خاصي است كه خداوند آنها را براي روزه‌دار تعيين نموده است. «وَ هُـوَ شَهْـرٌ دُعيـتُـمْ فيـهِ اِلي ضيـافَتِ اللـه» مي‌فرمايند: خدا شما را در اين ماه به ميهماني خود دعوت كرده است. يعني حضرت حق كه جامعِ جميع صفات عاليه است، صفات خود را به بنده‌اش بدهد، چون ميزبان آنچه را دارد به ميهمان مي‌دهد، و روزه‌دار در ماه رمضان مفتخر به صفات الهي مي‌گردد. ماه رمضان، ماه ميهماني خدا ناميده شده چون انسان با رعايت آداب اين ماه به درجه‌اي نايل مي‌شود كه به عنوان ميهمان خدا، هم‌نشين خدا مي‌گردد. چرا كه حائل بين انسان و خدا نفس امّارة اوست كه با تزكيه‌هاي مطرح شده در ماه رمضان اين مانع إن‌شاءالله برطرف مي‌شود و از ديدار خدا برخوردار مي‌گردد و قوّت مي‌گيرد. بعد مي‌فرماينــد: «وَ جُعِلْتُمْ فيهِ مِنْ اَهْلِ كَرامَةِ اللّـهِ»  يعني؛ قرار داده است شما را در اين ماه از اهل كرامت الهي. كرامت، مقابل دنائت است. مي‌‌گويند كه اهل دنيا، اهل دنائت‌‌اند. مقابلِ اهل دنيا را مي‌گويند «كـريم». حضرت اميرالمؤمنين مي‌فرمايند: خدا، پيامبر را در اين دنيا كريم كرد كه آلوده به دنيا نشود. شما در قرآن داريد«اِنَّ اَكْرَمَكُمْ عِنْدَاللـهِ اَتْـقاكُمْ» يعني؛ هركس از شما متقي‌تر است، كريم‌تر است. نمي‌دانيم كرامت چيست؟ ولي هر چه متقي‌تر بشويم، كريم‌تر مي‌شويم. حالا خوب دقت كنيد. پيامبرخدا? مي‌فرمايد كه خدا در اين ماه شما را از اهل كرامت قرار داده، يعني از دنيا بالا مي‌برد. در قرآن داريم ملائكه اهل كرامت‌اند «كِرامَ الْكاتِبيـن»  معلوم است كه در اين ماه يكي از صفات بنده، صفات فرشته مي‌شود. مَلَك در مقام احساس بقاء و حضور حق است، إن‌شاءالله به لطف الهي از طريق روزه نفس ما چنين مي‌شود و در مقام بقاء و حضور در محضر حق قرار مي‌گيرد. خدايا لايقمان كن كه اهل«كرامة الله» شويم. بعد مي‌فرمايند: «اَنْفاسُكُـمْ فيـهِ تَسْبيحٌ» يعني؛ نفس كشيدن‌هايتان در اين ماه تسبيح خدا است. چرا؟ چون اراده به روزه و رعايت حرمت ماه رمضان از آن طريق، انسان را وارد عالَمي مي‌كند كه به جنگ نفس امّاره مي‌رود. حالا هر نقطه از حياتش، حياتِ تسبيحي است. همان طور كه مي‌دانيد جنس ملائكه، جنس تسبيح يعني جنس توجه به حق و بزرگداشتن او و نديدن خود است و روزه‌دار وارد چنين عالَمي مي‌شود. خوابِ چه كساني در ماه رمضان عبادت است ؟ شما وقتي به برزخ تشريف برديد همان طور كه مي‌دانيد آنچنان از زمان و مكان آزاد مي‌شويد كه ديگر«بَعد»، نداريد. درست است كه بعد از برزخ قيامت است، اما شما «بَعد» نداريد، در آنجا شب نيست كه روز بشود و يا روز نيست كه شب بشود. خطبه‌هاي اميرالمؤمنين? راجع به قبر را بخوانيد و با توجه به اين‌كه در فرهنگ ديني ما، قبر همان برزخ است.  مي‌فرمايد: در برزخ همسايه‌اي نيست كه بتوان با آن اُنس گرفت، نه شب وعدة ديدار صبح و نه روز قرار بازديد شب را مي‌گذراند.  فقط آنجا «بودن» است و بناست شما در اين دنيا و به كمك حرمت به ماه رمضان، به ايــن «بودن» برسيد كه فوق گذشته و آينده است. بناست شما در ماه رمضان، در روز، خودتان را از خيلي كارها آزاد كنيد. همان طور كه در دستورات داريم، حتي مشغوليات دنيايي در اين ماه براي خود درست كردن مكروه است، تا جايي كه مي‌شود بايد آدم خودش را در اين ماه آزاد كند، البته به شرطي كه به حقوق ديگران ضربه نخورد. اين «بودن» در ماه رمضان، براي اهلش يك حالت بقاء است. چرا مي‌گويند در مسجد بنشين؟ چون وقتي در مسجد نشسته‌اي و به واقع هم در مسجد هستي، در اين «بودن» و «بقاء» به‌سر مي‌بري، نه اين‌كه در مسجد بنشيني و در كوچه باشي. نه! عكسش كن. بودن در حالت عبادت را غالب كن. يك حالت عجيبي است! يعني تا اين حالت به آدم دست ندهد مزة خوابيدن و نشستن و عبادت كردن براي روشن نمي‌شود، و با رعايت آداب ماه رمضان امكان ورود به چنين حالتي إن‌شاءالله براي شما فراهم مي‌شود. بعد مي‌فرمايند: «وَ نَوْمُكُمْ فيهِ عِبادَةٌ» يعني؛ خواب شما در اين ماه عبادت است. چرا؟ چون با نيت اكرامِ ماه رمضان، وارد روزه شده‌ايد. عمده اين است كه با چنين حالتي وارد روزه شويم، آن وقت خواب‌ ما هم خوابِ كسي است كه در حال بقاست. مگر نه اين‌كه هر فكر و حال و خيالي كه در بيداري داريم، با همان فكر و حال و خيال در خواب مي‌رويم؟! هر خيالي كآمد و در تو نشست           هر كجا كه مي‌گريزي با تو هست   تـو نتـاني زان خيـالت وارهــي           يا بخُسبي تا ازآن بيرون جهـــي   هر شخصيت و خيالي داريد، همان را برمي‌داريد و در خواب مي‌بريد. إن‌شاءالله شما در اين ماه با اراده به رعايت حريم مقدس ماه رمضان و با روزه گرفتن، همان فكر و شخصيت و خيالِ باقي به بقاي حق و حاضر در محضر حق را برمي‌داريد و به خواب مي‌رويد، يعني اگر با عالَم رمضاني بخوابيد، خوابتان هم عبادت است. «وَ عَمَلُكُمْ فيهِ مَقْـبُولٌ» انسان در اين ماه إن‌شاءالله به مقامي و به حالت قربي مي‌رسد كه عملش مقبول است. چرا؟ چون عملِ نامقبول عملي است كه دلِ عمل‌كننده در گرو خلق باشد، در ماه رمضان إن‌شاءالله دل در گرو حق است. هر عملي در اين ماه عملِ براي حق است، و در محضر حق، و در محفل حق. اگر بودنِ ما، بودنِ ماه رمضان نباشد آن بركتي كه بايد بگيريم را نمي‌گيريم، ولي اگر توانستيم موانع و حجاب‌هاي بين خود و خدا را نفي كنيم و توجه ما به حق معطوف شد، عمل ما به‌سوي حق سير مي‌كند و إن‌شاءالله مقبول خواهد بود. روزه دار؛ متخلق به صفات ملائكه «وَ دُعاؤُكُـمْ فيـهِ مُسْتَجابٌ» مي‌فرمايند: دعايتان در اين ماه، مستجاب است، حال كه چنين است، دعايتان را عالي كنيد تا جواب عالي بگيريد. به همين لحاظ پيامبرخدا? مي‌فرمايند: «فَاسْئَلُوااللـهَ رَبَّكُـمْ بِنِيّـاتٍ صادِقَـةٍ وَ قُلُـوبٍ طاهِـرَةٍ» خدا را بخوانيد با نيّت صادق و قلبي پاك. نيّت صادقه يعني نيّتي كه فقط خدا را بخواهد. قلب پاك يعني ميل به گناه و ميل به چيزهاي پست در آن نباشد. نه جز خدا را بخواهيد، نه ميل‌هاي پايين داشته باشيد و با اين دوحالت از خدا بخواهيد كه، «اَنْ يُوَفِّقَكُمُ اللهُ لِصِيامِهِ وَ تِلاوَةِ كِتابِه» در دو چيز موفقتان كند. يكي در انجام روزه‌ كه روزه را با تمام ابعادش انجام دهم، يكي هم در خواندن قرآن، يعني؛ خواندن كتابِ ياد خدا، كتاب عبرت‌ها و هدايت‌ها. معلوم است اين‌ها خيلي مهم است كه بايد التماس كني تا به‌دست بياوري. بايد التماس كنيم تا بتوانيم روزه بگيريم. عارفي گفت: كه اگر يك بار بتواني روزه بگيري، ديگر نمي‌تواني دست برداري. اگر حالِ خوش روزه براي آدم پيش آمد كه انسان توانست صفات ملائكه بگيرد، ديگر نمي‌تواند دست بردارد، مگر ملائكه در ذات خودشان آن‌گونه نيستند كه خوردن ندارند، الاّ اين‌كه قُوتِشان، ذكر است؟! مي‌گويد روزه‌دار اين طور مي‌شود. آن‌وقت حال خوش ملائكه حالي است به نام «بودن محض در محضر حق»، در آن حالت، آدم از بودنش كيف مي‌كند. شما ببينيد گاهي وقت‌ها بودنتان براي شما آزار دهنده است، بلند مي‌شويد يك كاري مي‌كنيد كه از خودتان خجالت نكشيد، يا به عبارتي، خودتان را در كارها پنهان مي‌كنيد. مثلاً مي‌گوييد: آقا ! من نمي‌توانم اين طور زندگي را ادامه دهم، برايم زشت است، يك مدركي، پولي، شغلي، پُزي، يك چيزي مي‌خواهم و در واقع با اين چيزها مي‌خواهيد خودتان را، آن خودِناپسند را، پنهان كنيد، چون بودنتان برايتان شيرين نيست. مي‌گويد: مَلَك، بودنش عين صفاست، فرشته است و حق، بدون اين‌كه بين‌ او و حق چيزي واسطه باشد. إن‌شاءالله اگر بودنتان براي خودتان شيرين شد به لطف الهي در منظرِ خودتان فقط حق مي‌بينيد. كتاب‌ خدا را خواندن يعني در نامة پروردگار تدبّر نمودن. اولياء الهي به ما دستور مي‌دهند كه وقتي كتاب‌ خدا را مي‌خوانيد بايد حالتان اين باشد كه خدا دارد با شما حرف مي‌زند. قلب كه نمي‌تواند چنين حالتي را عمل كند، به‌خصوص قلب غيرِ روزه‌دار. يك كمي مي‌آييد حس كنيد كه خدا دارد با شما حرف مي‌زند، اتصال رها مي‌شود، مثل آدمي كه در ابتداي خواب مي‌خواهد بخوابد و برود در عالم مثال، يك مرتبه بيدار مي‌شود. از طريق الفاظ مقدس كتاب‌ِ خدا بخواهيد با حضرت حق روبه‌رو شويد، سخت است، دل تحمل نمي‌كند، از خود پيامبر و ائمه? مدد بگيريد، چون ايشان چنين مقامي را مي‌توانند به شما بدهند. بايد بدانيد كار، كارِ خيلي بزرگي است. إن‌شاءالله وقتي نشستيد قرآن بخوانيد حالتان حالي باشد كه قلب تحمل اين‌كه خدا از طريق اين كلمات مي‌خواهد با ما حرف بزند را داشته باشد. قرآن ظهور فضل و كرم خداوند به بندگانش است، با اين ديد قرآن‌ را بخوانيد و به آن نظر كنيد. بعد حضرت مي‌فرمايند: «فَاِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرانُ‌اللهِ في هذَاالشَّهْرِالعظيم» يعني؛ بدبخت است كسي كه در اين ماه از غفران الهي محروم بشود. به اين صورت كه براي ارتباط با حق، افق ديدش و صفات اخلاقي‌اش هنوز مانع داشته باشد، هنوز فكر همه چيز باشد، جز خدا. چنين دلي نمي‌تواند به حضرت حق توجه و به‌سوي او سير كند. مي‌گويند: كسي كه در ماه رمضان نتواند سِيري را كه خداوند براي بشريت قرار داده است، براي خودش قرار بدهد، بدبخت‌ترين آدم است. اگر كسي در ماه رمضان غفران نصيبش نشد و از شرايطي كه موانع بين عبد و ربّ را برطرف كرده‌اند، استفاده نكرد. و نتوانست اين سِير روح به سوي خدا را پيدا كند، اين ديگر خيلي بدبخت است، چرا؟ چون: درهاي گُلْسِتان ز برايت گشوده‌اند           در خارزار، چون رَوِي اي برهنه پاي؟   شما خودتان وارد چنين شرايطي كه برايتان فراهم كرده‌اند بشويد، و با تمام همت تصميم بگيريد و اراده كنيد وارد ماه رمضان بشويد إن‌شاءالله آن غفران را حس مي‌كنيد. معني گرسنگي روز قيـامت مي‌فرمايند: «اُذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فيهِ جُوعَ الْقيامَةِ وَ عَطَشَهُ» وقتي در اين ماه گرسنه‌ و تشنه مي‌شويد، اين گرسنگي و تشنگي براي شما يك ذكر باشد و موجب انتقال شما به قيامت با آن شرايط خاصش شود. آدم در روز قيامت، روحش گرسنه و تشنه است نه شكمش، نفس گرسنه است، چون ميل به غذا را با خود برده هرچند بدني كه غذا نياز دارد را با خود نبرده‌است. قلب با ياد حق سير مي‌شود ولي جسم با غذا سير مي‌شود. چنانچه روز قيامت نفس انسان خود را به كمك قلب، با ذكر خدا سير نكرد، احساس گرسنگي و تشنگي مي‌كند. عكسش هم هست، شما وقتي گرسنه‌ايد و به‌خصوص وقتي گرسنگي دروغي و وَهمي داريد، اگر بتوانيد ياد حق را بر قلب خود غلبه بدهيد آن گرسنگي مي‌رود، در همين راستاست كه مي‌بينيد در ماه رمضان گرسنگي قدرتي ندارد و قلب به آن توجه نمي‌كند. مولوي مي‌گويد: ره لقمه‌چو بستي، زِ هرحيله بِرستي           وگر حرص بنالد، بگيريم كري‌ها   در اين‌جا حضرت? قضية گرسنگي و تشنگي قيامت را مي‌گويند. گرسنگي و تشنگي قيامت يك اصل است كه بايد فكري براي آن كرد، حالا كه در حين روزه‌داري گرسنه و تشنه هستي، يادت باشد اگر دقت نكني، روز قيامت بسيار به خودت مي‌پيچي، چون بالاخره دل و جانت گرسنه و تشنه است. از چه چيز گرسنه و تشنه اســـت؟ از ياد حق. اگر در صحراي محشر، ياد حق در قلب كسي نباشد شيون مي‌زند. و برعكس، ياد حق، دل را از گرسنگي آزاد مي‌كند، يك سيريِ نابِ معنوي به آدم مي‌دهد. مي‌فرمايد: روزه را گذاشتند كه ذكر باشد، دائماً بگو خدايا! من مي‌خواهم در روزِ قيامت به كمك گرسنگيِ اين دنيايي آن گرسنگي را از من مرتفع كني. يعني در واقع گرسنگي و عطش روز قيامت را با گرسنگي و عطش روزه رفع مي‌كني چون در قيامت ميل به غذا هنوز مانده است، بدون آن‌كه غذا باشد و با روزه در دنيا اين ميل از حاكميت مي‌افتد و لذا در قيامت ديگر اذيت نمي‌كند. تلطيف روح بعد حضرت مي‌فرمايند: «وَ تَصَدَّقُوا عَلي فُقَرائِكُمْ وَ مَساكينِكُمْ، وَ وَقِّرُوا كِبارَكُمْ، وَارْحَمُوا صِغارَكُمْ، وَ صِلُوا اَرْحامَكُمْ» يعني؛ به فقراء و مساكين خود كمك كنيد، بزرگانتان را محترم بشماريد، و كودكانتان را رحم كنيد، و صله رحم كنيد. اين دستورات، روح را لطيف مي‌كند. دو نوع دستور داريم: يك نوع دستور براي انجام روزه‌داشتن و نيّت روزه است كه فقط آن عمل براي خدا باشد. يك نوع هم از نوع همين دستورات اخير است. چرا كه «در سينة پُركينه، اَسرار نمي‌گنجد». خودتان مي‌دانيد روحي كه لطيف نباشد نمي‌تواند به حق نظر كند، حال بايد به كمك انجام اين دستورات روح را لطيف كرد. براي لطيف كردن روح. فرمود: «تَصَدَّقُوا عَلي فُقَرائِكُمْ وَ مَساكينِكُمْ» بايد كه پستيِ بخل را در خودمان بكُشيم. دلي كه بخيل است نمي‌تواند با خدا ارتباط برقرار كند، دلي كه غم فقراء را ندارد، دل خشن و سختي است. مي‌فرمايند: به فقرا و مساكين خود صدقه دهيد. «مسكين» كسي است كه فعلاً گير افتاده است. «فقير» كسي است كه چيزي ندارد و ستون فقرات زندگيش شكسته است. دستور مي‌دهند به فكر فقيران و مساكين باشيد تا از طريق صفايي كه در چنين اعمال نصيب روح و قلب شما مي‌شود، آرام‌آرام لطائف و مواهب ماه رمضان به لطف خدا در شما جلوه كند. «وَ وَقِّرُوا كِبارَكُمْ» به بزرگانتان احترام بگذاريد. دلي كه در مقابل سالمندان جامعه‌اش متواضع نيست گرفتار كبر است، چنين دلي نمي‌تواند به حق نظر بكند، و برعكس اگر وقار و بزرگي سالمندان را شناختيد و آنها را با چنين صفاتي مورد توجه قرار داديد، روحية حكمت و تأمل در شما رشد مي‌كند. «وَارْحَمُوا صِغارَكُمْ» كودكان‌ را دوست داشته باشيد. از سر محبت و ملاطفت، به همة كودكان نظر كنيد. كودك ما، و كودك همسايه فرقي ندارد، بايد روح رحم و عطوفت به كودكان را در خود رشد داد تا دلِ انسان، لَيِّن و نرم ‌شود و در نتيجه زمينة لطف خدا فراهم ‌گردد. مي‌فرمايند: «وَ صِلُوا اَرْحامَكُمْ» يعني؛ در اين ماه صله رحم كنيد. «رَحِم»، جلوة رحمت حقانيه حق است. هركس كه با رحم‌اش ارتباط نداشته باشد، با «رحمان» ارتباط ندارد.  در روايت هست كه روز قيامت رَحِم مي‌آيد سرپل صراط مي‌ايستد و به هركس كه از او ناراضي باشد اجازه ورود به بهشت نمي‌دهد. «رحم» يعني آن عده‌اي كه به وسيلة يك مادر به هم وصل‌اند، اين‌ها را ارحام مي‌گويند. اين ارتباط دو نوع است. گاهي مستقيم است و گاهي غير مستقيم. در روايت داريم كه خداوند مي‌فرمايد: براي همين من اسم خودم را روي رَحِم گذاشتم، كه رَحِم محل ارتباط و انس انسان‌هاست. قضية ارتباط با رَحِم به همين سادگي‌ها نيست. براي همين هم حق مادر، حق پدر، حق برادر و خواهر حقوقي است كه اگر كسي رعايت نكند در مسير غفراني‌ كه بايد به‌دست آورد، اتصالي برقرار نمي‌شود. اگر ديده‌ايد كه گاهي تاريك هستيد بدانيد كه ارحام شما به‌ شكلي از شما گله‌مند است. حالا پيامبرخدا? در اين قسمت از تذكر خود مي‌خواهند ما نسبت به اين مسئله مهم، دقت لازم را داشته باشيم تا در استفاده كردن از ماه رمضان، نهايت موفقيت نصيب ما بشود. كنترل خيال بعد مي‌فرمايند: «وَاحْفَظُوا اَلْسِنَتَكُمْ» زبان‌هاي خود را نگه داريد. چون اگر اين زبان حرّافي كند، دل مشغول مي‌شود، دلي هم كه مشغول شد سير به ‌سوي حضرت حق ندارد، چون گرفتار الفاظ خود شده و روح او ديگر آزاد نيست تا به عوالم غيب سر بزند و چيزي از انوار آن عالم به‌دست بياورد. به گفتة مولوي: خامشي بحر است و گفتن همچو جو           بحـر مي‌جويد تو را، جو را مجو   از اشـارت‌هـاي دريـا ســر متــاب           پس سخن كوتـاه بايد، والسـلام   و سپس حضرت‌پيامبر? فرمودند: «وَغَضُّوا عَمّا لا يَحِلُّ النَّظَرُ اِلَيْهِ اَبْصارَكُمْ، وَ عَمّا لا يَحِلُّ الْاِسْتِماعُ اِلَيْهِ اَسْماعَكُمْ» يعني؛ چيزي را كه ديدنش حرام است، نبينيد، چشم خود را در كنترل بگيريد و سخني را كه شنيدنش حرام است نشنويد. اين فراز از دستور، بسيار كارساز است، چون آنچه بيش از همه قلب را مشغول مي‌كند نگاه‌‌ كردن‌هاي حرام و سرگردان و گوش دادن‌هاي حرام و بي‌هدف است، اين‌ها جهت‌گيري روح انسان را مختل مي‌كند و خيالات پراكنده را به صحنة قلب مي‌آورد و تمام عمر انسان را از بين مي‌برد. خدا كمكمان كند اگر مي‌خواهيم ماه رمضان، ماه صعود ما باشد با عزم و تصميم كامل اين دستورالعمل را عمل كنيم، حضرت راه را نشانمان داده‌اند نبايد كوتاه بياييم. به‌خصوص توصية ما اين است كه در اين روزها سعي بكنيد در جاهايي كه قلب و ذهنتان به مسائل جزيي زود گذر مشغول مي‌شود، وارد نشويد، و به جدّ هم وارد نشويد، حيف من و شماست كه اين توفيقات ماه رمضان‌مان را از دست بدهيم. رقّت قلب بعد فرمودند:«وَ تَحَنَّـنُوا عَلي اَيْتامِ النّاسِ، يُتَحَـنَّنَ عَلي اَيْتامِكُمْ» يعني؛ به يتيم‌هاي مردم محبت كنيد تا به يتيم‌هايتان محبت شود، چنين محبتي آثار وضعي بسيار زيادي دارد چون يك روحية رحمت و ملاطفت در شما به‌وجود مي‌آيد و از بي‌تفاوتي نسبت به بندگان خدا نجات مي‌يابيد و لذا خداوند هم نسبت به شما ملاطفت خاصي خواهد نمود. وقتي ما به بندگان خدا كه به ظاهر بي‌پشت و پناه‌اند كمك كنيم و آنها از طريق ما احساس كنند پشت و پناهي دارند، خداوند هم به بي‌پشت و پناهي واقعي ما كمك مي‌فرمايد و ما در كل هستي احساس پشت و پناه داشتن مي‌كنيم، إن‌شاءالله. آزادكردن درون از گنـاه بعد در ادامه فرمودند: «وَ تُوبُوا اِلَي‌اللهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ» يعني؛ از گناهان خود به‌سوي خدا توبه كنيد. اين دستورالعمل براي اصلاح انسان خيلي عجيب است! شما متوجه باشيد كه در دل اين توصيه دو نكته وجود دارد. اولاً: اگر بنا گذارديد از گناهان توبه كنيد تازه مي‌فهميد گناهاني داريد و از روحية سر به هوايي نسبت به انجام گناه نجات مي‌يابيد. ثانياً: وقتي كه متوجه گناهانتان شديد، توبه مي‌كنيد. مثل اين است كه وقتي آدم همين طور در خانه‌اش نشسته است و حالِ مطالعه ندارد، فكر مي‌كند اصلاً كتابي نيست كه بخواند، اما وقتي يك كتاب خواند تازه متوجه مي‌شود كه چه‌قدر كتاب هست كه بايد بخواند! توبه هم عيناً همين‌طور است. اول كه آدم مي‌خواهد توبه بكند مي‌گويد: آخر چه گناهي كرده‌ام كه توبه كنم؟! بعد كه تصميم به توبه نمود و شروع كرد از گناهان توبه كند و گفت: الهي العفو، تازه خدا نشانش مي‌دهد كه آن‌جا پايت را روي كفش مردم گذاشتي، آن‌جا به بندگان خدا بي‌محلي كردي، آن‌جا طرف را سبك كردي، آن‌جا خودخواهي كردي. مگر گناه چيست؟ گناه كه فقط اين نيست كه برويم سرِكسي را جدا كنيم، هرچه شما زلال شويد، گناهانتان را بيشتر حس مي‌كنيد، و وقتي توبه كنيد و روحتان را نسبت به گناهان حساس نماييد، تازه گناهان‌تان را مي‌شناسيد. مريدان يكي از اهل دل نقل مي‌كنند: تصميم گرفتيم با حاج‌آقا جهت دعا و نيايش به كوه «بي‌بي شهربانو» برويم. بنا شد نان و پنير و خيار هم ببريم آن بالا بخوريم. نان و پنير و خيار را خريديم و يك مقداري نمك از بساط فروشنده برداشتيم و رفتيم. بعد كه با آقا شروع به قرائت دعا كرديم، ديديم آقا گفتند: بلند شويد برويم، برويد پول نمك‌ها را بدهيد و بياييد، شرايط دعا را خداوند سلب نموده. يعني آن كه اهل دل بود يك‌مرتبه متوجه شد به خاطر نمكي كه از بساط مغازه‌دار برداشته بودند، دارند عقب عقب مي‌روند. حالا بفرماييد ما چقدر از اين مشكلات داريم؟! پيغمبر ما? كه مي‌خواهند ما بهرة كامل از ماه رمضان بگيريم و با توجه به آمادگي‌هايي كه مي‌توان در ماه رمضان به‌دست آورد، مي‌فرمايند: «تُوبُوا اِلَي‌اللهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ» از گناهانتان به‌سوي خدا توبه كنيد، خود خداوند گناهان را به ياد بندگان مي‌آورد تا آن‌ها را جبران كنيم و فرمود: برويد پول نمك‌ها را بدهيد. پس مي‌خواهند توبة ما را قبول كنند وگرنه هيچ اعتنايي به شما نمي‌كردند. به قلبمان مي‌اندازند كه ببين فلان جا سربه سر مردم گذاشتي. يعني برو اين مسأله را حل كن و بيا، مي‌خواهيم به تو توجه كنيم ولي شرطش رفع موانع اين توجهات است. فلسفة عبادت در زمان‌ها و مكان‌هاي مقدس آنگاه فرمودند: «وَارْفَعُوا اِلَيْهِ اَيْدِيَكُمْ بِالدُّعاءِ في اَوْقاتِ صَلَواتِكُمْ فَاِنَّها اَفْضَلُ السّاعاتِ يَنْظُرُاللهُ عَزَّوَجَلَّ فيها بِالرَّحْمَةِ اِلي عِبادِهِ» در موقع نماز و بعد از نماز دست‌هايتان را بالا ببريد كه بهترين اوقات و شرايطي كه خدا از سر رحمت به بنده‌‌اش نظر مي‌كند در همين اوقات است و در چنين شرايطي كه خداوند موانع ارتباط با خودش را از ميان برداشته است، راهي را به‌سوي او بگشاييد تا در مواقع ديگر بتوانيد از آن طريق با خداوند ارتباط برقرار كنيد و اين فلسفة عبادت در همة زمان‌ها و مكان‌هاي مقدس است. چرا كه در زمان‌ها و مكان‌هاي مقدس شرايط ارتباط با خداوند بهتر فراهم است و لذا روح انسان راحت‌تر مي‌تواند با حضرت پروردگار ارتباط پيدا كند و عملاً در آن شرايط راهي به‌سوي حق براي عبد باز مي‌شود و چون راه باز شد، انسان در ساير شرايط هم مي‌تواند از طريق اين راهي كه يافت، با خداوند ارتباط پيدا كند، و اگر ارتباط با خداوند را از طريق راهي كه برايش گشوده شد همچنان ادامه داد، ديگر براي ارتباط با خداوند به زحمت نخواهد بود. آنگاه حضرت فرمودند: «وَ يُجيـبُهُـم‎ اِذا ناجُوهُ، وَ يُلَبّيـهِمْ اِذا نادُوهُ، وَ يَسْتَجيـبُ لَهُمْ اِذا دَعَوْهُ» يعني در چنين شرايطي وقتي دعا ‌كنيد، دعايتان را اجابت مي‌كند، وقتي ندا مي‌دهيد، به شما لبيك مي‌گويد. وقتي كه مي‌خوانيدش، استجابت مي‌كند. عمده آن است كه از اين شرايط استفاده كنيم. اين‌ها راه‌ها و شرايط ساده ولي پرنتيجه‌اي است، مواظب باشيد سادگي آن موجب نشود از اهميت آن غافل بمانيم، لازم است نسبت به ماه رمضان و عظمت و حرمت آن غافل نباشيم. به همين جهت امامان‌معصوم? به ما ما دستور مي‌دهند در اين ماه در تعقيب هر نماز، خود را متذكر ماه رمضان و عظمت آن كنيد و بگوييد: «وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَي‌الشُّهُورِ، وَ هُوَ شَهْرُالَّذي فَرَضْتَ صِيامَهُ عَلَيَّ، وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضان......» يعني؛ خداوندا! اين ماه را ماه با عظمتي قرار دادي و روزه را در اين ماه بر من واجب كردي و آن ماه، ماهي است كه داراي خاصيت چنان و چنين است. چون ممكن است روزمرّگي‌ها ما را نسبت به شرايطي كه در آن قرار داريم غافل كند و در نتيجه آن استفاده‌‌هايي را كه مي‌توانيم در اين شرايط به‌دست بياوريم، از دست بدهيم. از اين دستورالعمل ، بالاتـر ؟! «اَيُّهَاالنّاسُ! اِنَّ اَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِاَعْمالِكُمْ، فَفُكُّوها بِاسْتِغْفارِكُمْ، وَ ظُهُورَكُمْ ثَقيلَةٌ مِنْ اَوْزارِكُمْ، فَخَفِّفُوا عَنْها بِطُولِ سُجُودِكُمْ» يعني اي‌ مردم! جان‌هاي شما در رهن اعمال شما قرار گرفته، با استغفار آن را از آن رهن و گرفتاري آزاد كنيد، و پشت‌هاي شما به جهت گناهانتان سنگين شده است، با سجد‌ه‌هاي طولاني از سنگيني آن بكاهيد. دو دستورالعمل اساسي را پيامبرخدا? مطرح مي‌فرمايند كه ما به‌كار گيريم. يكي اين‌كه مي‌فرمايند: اي مردم! جان‌هايتان گرفتار عمل‌هايتان شده است. مثلاً چگونه ما يك چيزي را رهن مي‌دهيم و مقداري پول مي‌گيريم و بعد تا آن پول را به آنها ندهيم، آن چيز را به ما برنمي‌گردانند و آن را آزاد نمي‌كنند. مي‌فرمايد: شما گرفتار و رهن اعمال‌تان هستيد و براي نجات از اين گرفتاري، خداوند راهي را قرار داده كه در اين ماه تأثيرش صدچندان است و آن اين‌كه استغفار كنيد و از خودش بخواهيد خدايا آثار سوء آن اعمال را از ما بپوشان و از ما بگذر كه اين همان طلب غفران است. لذا مي‌فرمايد: «فَفُكُّوها بِاسْتِغْفارِكُمْ» يعني جان‌هايتان را با استغفار آزاد كنيد. دستورالعمل از اين بالاتر؟! مي‌فرمايد: استغفار كنيد. استغفار يك حال عجيبي است. اولاً: بايد برسي به اينكه گرفتار اعمالت هستي. ثانياً: به خدا خيلي اعتماد داشته باشي، بداني خدا كارِ نشد را هم عملي مي‌كند. بعد هم بخواه كه خدايا! كارِ نشد را بكن. يعني خدايا كاري كه از دست من برنمي‌آيد و من نمي‌توانم، آن مشكل را حل كنم تو بكن. خدايا من نمي‌توانم كاري بكنم كه دلم راحت با تو ارتباط داشته باشد، چون گرفتار اعمال بي‌مبالاتم مي‌باشد، اما مي‌دانم كه اگر از تو بخواهم تو مي‌تواني چنين مشكلي را در من برطرف نمايي. «فَاسْتَغْفِرُالله» يعني؛ خدايا! من از تو طلب آمرزش مي‌كنم نسبت به گناهانم تا اثر آنها را از صحنة نفس و قلبم پاك بگرداني و لذا با قلبي پاك با تو روبه‌رو شوم «وَ اَتُوبُ اِلَيْـهِ» و با حالت ناله و انابه به‌سوي تو آمدم. خلاصه استغفار يكي از حالات خوب عبد است در مقابل ربّ، با چنين اعتقادي كه مي‌شود از خدا خواست، حالا كه ما اراده كرده‌ايم به‌سوي تو آييم مرحمت فرما گناهانمان را از صحنة نفسمان بزداي تا با نفس و قلبي پاك به‌‌سوي تو رو كنيم و در نتيجه تو پذيراي ما باشي. استغفار؛ غبار بين عبد و ربّ را مي‌زدايد تا رابطة فطري بين عبد و ربّ پايدار بماند. پيامبر خدا? مي‌فرمايند: «لَيُغانُ عَلي قَلْبي وَ اَنِّي لاَسْتَغْفِرُاللهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعينَ مَرَّة»  يعني؛ گاهي قلبم گَرد مي‌گيرد و من هر روز هفتاد بار استغفار مي‌كنم تا غبار و گَردش برود. روي اين مطلب فكر كنيد. پس اولاً: قلب پيامبرِ خدا? هم گرد مي‌گيرد، ولي قلب ما ظلمت. بعد مي‌فرمايند: استغفار برطرفش مي‌كند. اين‌قدر از استغفار كار مي‌آيد! البته به شرط اعتماد به حضرت حق كه چنين كاري را مي‌كند . با حفظ شرايطي كه عرض شد. بعد مي‌فرمايند: پشت‌هاي‌تان به جهت گناهان سنگين است و سنگيني‌هايي براي خودتان به‌وجود آورده‌ايد پس با طول سجود آن سنگيني‌هاي گناه را سبك كنيد. سجده؛ نزديك‌ترين حالت عبد به ربّ است، چون حقيقت عبد در مقابل ربّ، هيچ بودن او است، و در سجده و آن حالتِ به خاك افتادن در مقابل پروردگار، حقيقت عبد را به نمايش مي‌گذارد و لذا وقتي خود را هيچ ديد، عظمت ربّ بر قلب او تجلي مي‌كند و حق را در جان خود احساس مي‌نمايد، چون خود را چيزي در مقابل خداوند نمي‌بيند، بلكه خود را در مقابل حضرت ربّ، هيچ مي‌كند و متذكر عظمت و سبحانيت حضرت ربّ مي‌شود. گفت: ما كه باشيم اي تو ما را جانِ جان           تا كه مـا باشيـم با تـو در ميــان   در اين حالت است كه عبدْ فقر محض‌بودن خود را به نمايش مي‌گذارد و به مطلق قابليت نايل مي‌شود. چنانچه رسول‌خدا? فرمودند: «اَلْفَقْرُ فَخري وَ بِهِ اَفْتَخِر» يعني؛ فقر، فخر من است و به آن افتخار مي‌كنم. كشكول فقر شد سبب افتخار ما           اي يار دلفريب بيفزاي افتخار   پس طبق دستور حضرت? دوتا كار شد، يكي استغفار جهت آزادشدن از تنگناهايي كه اعمال برايمان به‌وجود آورده، و يكي هم سجدة طولاني جهت سبك شدن بار گناهانمان. چرا كه هر وقت كسي گناهي را مرتكب شد در واقع منيّت خود را در مقابل حضرت پروردگار مطرح كرد و حالا با سجده آن منيّت را نفي مي‌كند و لذا آثار آن هم كه همان گناهان باشد نفي مي‌شود. اين دو دستورالعمل در طول ماه رمضان زمينه‌اش فراوان و نتيجه‌اش بسيار زياد است. راه رهايي از آتش قيامت «وَاعْلَمُوا اَنَّ اللهَ جَلَّ ذِكْرُهُ ، اَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ اَنْ لا يُعَذِّبَ الْمُصَلّينَ وَ السّاجِدينَ وَ اَنْ لا يُرَوِّعَهُمْ بِالنّارِ يَوْمَ يَقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ» پيغمبر دارند راه را نشان مي‌دهند. مي‌فرمايند: مردم بدانيد! خدا به عزتش قسم خورده است كه نمازگزاران و ساجدين را به آتش قيامت عذاب نمي‌كند و آنها را از آتش نمي‌ترساند، آن وقتي كه همه در محضر حق ايستاده‌اند، نمازگزارها و ساجدين، يعني كساني كه صفت شاخص‌شان سجدة طولاني و قيام به نماز در مقابل پروردگار است. در روزي كه همه در صحراي محشر در مقابل رب‌العالمين به‌پا ايستاده‌اند و همه نگران عذاب آتش‌اند، آنها را نه عذاب مي‌كند و نه مي‌ترساند. تأمل بفرماييد كه اين مسئله چه هديه بزرگي است كه انسان با سجده و نماز عذاب قيامت را از خود جدا كند. راه بخشش گناهان حضرت در ادامه مي‌فرمايند:«اَيُّهَاالنّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صائِماً مُؤْمِناً في هذَاالشَّهْرِ كانَ لَهُ بِذلِكَ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِما مَضي مِنْ ذُنُوبِه» اي مردم! آن‌كس كه در اين ماه، مؤمنِ روزه‌داري را افطاري بدهد، با اين كار براي او ثواب آزادكردن بنده‌اي را منظور مي‌دارند و نتيجه ديگري كه براي او دارد، مغفرت گناهان گذشتة اوست. در شرح حال امام‌خميني«رحمة‌الله‌عليه» ظاهراً احمدآقا فرموده بودند: گاهي كه يك مشكلي پيش مي‌آمد امام«رحمة‌الله‌عليه» مي‌فرمودند كه برويد به آيت‌الله‌بهجت بگوييد كه چه كار كنيم؟ آقا مي‌فرمودند: «يك گوسفند بكشيد و به فقرا بدهيد مشكل‌ حل مي‌شود». از اين موارد كه با اطعام فقرا مشكلات عمده انسان‌ها مرتفع مي‌شده زياد داريم. پس مسلّم اطعام مشكل گشاست و نفسِ اطعام به فقراي مؤمن خيلي ثواب دارد چه رسد به اطعامِ در ماه رمضان به صائم مؤمن. البته همين‌طور كه اطعام ثواب دارد، دعوت مؤمنين را هم پذيرفتن ثواب دارد. اما مواظب اطعام‌هايي كه ادارات مي‌دهند باشيد. يك وقت يك رئيسي شما را در ادارة خود دعوت كرد، اگر از پول خودش و حقوق خودش دعوت كرده، بسيار خوب مانعي ندارد به شرطي كه پول برقي هم كه در آن زمان مصرف كرد، بدهد. خلاصه مواظب باشيد از مال بي‌شبهه افطار كنيد، اين بي‌احتياطي‌ها، بيش از حدي كه شما فكر مي‌كنيد خطرناك است. خدا رحم كند، چه طوري جرأت مي‌كنند با پول كل مردم به عده‌اي خاص و بدون ملاكِ مشخص افطاري بدهند؟! حالا اگر هم بودجه‌اش باشد، مگر ما حق داريم بي‌محابا خرج كنيم؟! اين‌ها مال پير‌زن‌ها و پير‌مردها و بچّه‌هاي بي‌سرپرست و فقراي گرسنة اين كشور است. مواظب باشيد با پولي كه در رودربايستي از مردم گرفته شده افطاري نكنيد. فردي مي‌گفت: به ما گفتند كه آقا! سه هزار تومان بده مي‌خواهيم براي دانش‌آموزان جايزه بخريم. بعد ديديم جايزه‌اي كه خريده‌اند هزار و پانصدتومان است. گفتند: بقيه‌اش را مي‌خواهيم افطاري بدهيم. آخر من كه راضي نيستم كه شما با آن افطاري بدهيد، اصلاً اين حرام است، مكروه و شبهه‌ناك و اين‌ها هم نيست، اين‌ها حرامِ بَيِّن است. چند تا چيز را مواظب باشيد؛ پيامبر? مي‌فرمايند: نسبت به امامي كه در نماز به او اقتدا مي‌كنيد توجه داشته باشيد. مگر مي‌شود به هركسي اقتدا كرد؟! اين‌كه شنيده‌ايد مي‌گويند امام جماعت را بشناسيد، نه اين‌كه خصوصيات شناسنامه‌اي‌اش را بدانيد. مي‌فرمايند: «اِنَّ اَئِمَّـتَكُمْ وَفْدُكُمْ اِلَي‌اللهِ فَانْظُروا مَن تُوفِدوُنَ في دينكُمْ وَ صَلَواتِكُمْ»  يعني؛ آن امامي كه جلوي شما مي‌ايستد، رسولِ شماست به سوي خدا، توجه كنيد ببينيد چه كسي را در دينتان و در نمازتان جلو مي‌فرستيد. از اين مسأله‌ها زياد داريم. يكي از چيزهاي ديگري كه مي‌گويند بايد بشناسيد طعام است، «فَلْيَنْظُرِالاِِنْسان اِلي طَعامِه»  بايد انسان بر طعام خود بنگرد، ببيند از كجا آمده است؟ اين نكات را عرض مي‌كنيم تا خداي ناكرده از سخن رسول‌الله? در مورد افطاردادن به مؤمنين سوء استفاده نشود و روزه‌هايتان را خراب كنيد. بعضي از اين افطاردادن‌ها از مسير اصلي خود خارج شده، بايد ما گرفتار آنها نشويم. منظور از افطاري دادن به مؤمنين اين است كه در يك فضاي ايماني مؤمنين افطاري بكنند و بعد قلب‌هاي يكديگر را نسبت به وظايف الهي خود متذكر كنند و فضاي تذكر و تَنَبُّه به‌وجود آوريم. آري اگر به‌واقع بتوانيم آن افطاردادني كه پيامبرخدا? مي‌فرمايند را عمل كنيم، نتيجة دومش مي‌شود: «وَ مَغْفِرَةٌ لِما مَضي مِنْ ذُنُوبِه» يعني موجب مغفرت گناهان گذشته مي‌شود. مي‌خواهيد دلتان با پاك شدن از گناهان زلال شود؟ اطعام بدهيد. مي‌خواهيد ثواب آزادكردن يك بنده‌ را نصيب خود كنيد؟ به مؤمن صائم افطاري بدهيد. در جايي ديگر پيامبرخدا? مي‌فرمايند: خداوند اطعام در راه خدا را دوست دارد و كسي را كه در راه خدا اطعام مي‌كند نيز دوست دارد، و ورود بركت در خانه وي از فرو رفتن كارد در كوهان شتر سريع‌تر است.  ولي افطاردادن كجا، مجلس گپ‌زدن و وقت‌گذراني كجا، شب‌هاي ماه رمضان براي عبادت و مناجات است و نه براي شب‌نشيني. بعد در اين‌ قسمت از سخن حضرت? مردم پرسيدند كه يا رسول‌الله! آخر اكثر ما امكانات چنين كاري را نداريم «فَقيلَ يا رَسُول‌الله وَ لَيْسَ كُلُّنا نَقْدِرُا عَلي ذلِكَ، فَقالَ ?». فرمودند: «اِتَّقُوالنّار وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اِتَّقُواالنّار وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ ماءٍ» يعني؛ خود را از آتش آزاد كنيد ولو به نصف خرما و يا به شربتي آب. ظاهراً منظور اين است كه ما مايل باشيم روزه‌داران را محترم شماريم و در افطاردادن به آنها همت كرده باشيم. پس چنانچه ملاحظه مي‌كنيد با ساده برگزاركردن افطاري دادن، مقصد برآورده مي‌شود و از آفت سفره‌هاي رنگين هم نجات پيدا مي‌كنيم. راه سيـر به بهشـت در ادامه مي‌فرمايند: «اَيُّهَاالنّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ في هذَا الشَّهْرِ خُلْقَهُ كانَ لَهُ جَوازٌ عَلَي الصِّراطِ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْاَقْدامُ» يعني؛ اگر در اين ماه توانستيد خُلق و صفا‌تان را نيكو كنيد، راه سير به بهشت را از طريق پل صراط به‌دست مي‌آوريد، در روزي كه قدم‌ها در صراط لغزان است و امكان سقوط در جهنم بسيار. پل صراط به بهشت ختم مي‌شود، اگر كسي بلغزد در جهنم سقوط مي‌كند. شما كه اين سير معنوي به سوي بهشت را مي‌خواهيد، شرطش اين است كه در اين ماه خُلق‌تان را نيكو كنيد. چون عالي‌ترين مرحله براي نجات، اخلاق نيكو است و در ماه رمضان زمينة رسيدن به چنين صفاتي در انسان فراهم است. سپس مي‌فرمايند: «وَ مَنْ خَفَّـفَ مِنْكُمْ في هذَاالشَّهْرِ عَمّا مَلَكَتْ يَميـنُهُ، خَفَّفَ اللهُ عَلَيْهِ حِسابَهُ» يعني؛ هركس از شما تكاليف افرادي را كه زيردست شمايند و با شما ارتباط دارند، سبك كند، خداوند حساب او را آسان مي‌نمايد، به همسرت كمتر دستور بده و انتظاراتت را از او كمتر كن، به فرزندت كمتر دستور بده، به دانش‌آموزانت كمتر دستور بده، به كارمندان كمتر دستور بده. مي‌فرمايند: بار سنگين بر دوش افراد تحت نظرتان نگذاريد، تا زمينة سبكبالي خودتان ‌شود. راه رهايي از غضب خدا در روز قيـامت در فراز بعدي خطبه‌شان مي‌فرمايند: «وَ مَنْ كَفَّ فيهِ شَرَّهُ، كَفَّ اللهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ يَلْقاهُ» يعني؛ كسي كه در اين ماه شرّش را از بقيه كم كند، روز قيامت كه خداوند او را ملاقات مي‌كند، غضب‌اش را از او باز مي‌دارد. إن‌شاءالله در اين ماه بايد سعي كرد به مقامي برسيم كه ساير مردم از دست و زبان ما اَمن باشند و روحية محبت و خدمت نسبت به مردم را در خودمان رشد دهيم، چون هرچه به خدا نزديك‌تر شويم علاقه به بندگان خدا در ما بيشتر مي‌شود و خود همين حالت زمينة قرب بيشتر ما را فراهم مي‌كند. اكثر ما بعضي اوقات كه با كسي رقابت مي‌كنيم، نمي‌توانيم به او نيش كنايه نزنيم، چون روحمان در صلح كل با بندگان خدا نيست. حضرت در اين فراز مي‌فرمايند: روحية لجبازي را كنار بگذاريد و عصبانيّت نسبت به خلق خدا را رها كنيد، تا خداوند هم غضب خود را از شما بر‌دارد. نگو غضب من نسبت به آن‌كس كه به او غضب كرده‌ام منطقي است و واقعاً به جهت كارهاي غلط طرف نسبت به او غضب كرده‌ام، چرا كه غضب خدا نسبت به گناهان تو حتماً منطقي‌تر است، عرض بنده اين است. «آنگاه كه بنا داريم از سر لجبازي و يا به هر دليل ديگر، فردي را اذيت كنيم، به‌خاطر بزرگداشت ماه رمضان، چنين كاري را نكنيم. چرا كه ساية رقابت‌ها شما را از نوشيدنِ نور حق باز مي‌دارد، خود را از آنها آزاد كنيد تا نور حق نصيب شما شود». گفت: بودِ من ابر است و پرده است و كثيف           ز انعكاس لطف حق او شد ضعيف   حالا بايد با پذيرفتن دستور پيامبر؟و به‌دست‌ آوردن اخلاق نيكو، بودني كه مانع انعكاس لطف حق در جانتان هست را تغيير دهيد. در دعاي مكارم‌الاخلاق از امام‌سجاد? داريم : كه حضرت از خدا تقاضا مي‌كند كه به او توفيق دهد به آن‌هايي كه از او بريده‌اند سر بزند، «وَ اُكافِي مَنْ قَطَعَنِي بِالصِّلةِ» و در مورد آن‌هايي كه پشت سر حضرت غيبت كرده‌اند، نه‌تنها غيبت‌شان را نكند، بلكه ذكر خيرشان را بگويد «وَ اُخالِفَ مَنِ اغْتابَنِي اِلي حُسْنِ الذِّكر». و نسبت به آن‌هايي كه اموال‌ حضرت را تهديد كرده‌اند و او را از اموال خود محروم كرده‌اند، نه‌تنها محروم‌شان نكند، بلكه به آنها بخشش هم بكند «وَ اُثيبَ مَنْ حَرِمَني بِالْبَذْل». اين را مي‌گويند نيكوگردانيدن خلق و خوي. پس اين فرمايش پيامبرخدا? را در اين ماه فراموش نكنيد كه فرمودند: هركس در اين ماه خُلق خود را نيكو گرداند، براي او جواز عبور از صراط هست، در روزي كه قدم‌ها از صراط لغزان است. إن‌شاءالله بناست در اين ماه خُلق ما خيلي نيكو بشود، و گرنه چنين دستوري به ما نمي‌دادند. ما با اندك تفكري، دشمن سازي مي‌كنيم. ما اخلاق‌مان اين طوري است كه اگر آن آقا براي‌ ما جا باز نكرد، از دستش عصباني مي‌شويم. يا اگر او، يك كمي فكرش با ما ‌نخواند، مايليم نابود شود. ما چنين روحيه‌اي داريم، قبول كنيد كه ماها خيلي زود با همه دشمن مي‌شويم. حضرت مي‌فرمايند: نه آقا! بيا در اين ماه رمضان، روحت را طوري بكن كه با همه رفيق بشوي. مي‌فرمايند: اگر روحت طوري بشود كه شرّت از بقيه محدود بشود و از بين برود، خداوند در روز قيامت غضبش را از تو برمي‌دارد. آري، ما با اندك تفكري دشمن سازي مي‌كنيم و بعد قلب خود را گرفتار آن دشمني‌ها مي‌نماييم در حالي‌كه دشمن را به دوست تبديل كردن، كار اصحاب رمضان است و همّتي رمضاني مي‌طلبد. قرآن مي‌فرمايد: «اِدْفَعْ بالَّتي هِيَ اَحْسَن، فَاِذَاالَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَاَنَّهُ وَلِيُّ حَميمٌ»  يعني؛ بدي را با خوبي، آن‌هم با بهترين نوع خوبي جواب بده، كه در اين حالت بين تو و آن‌كسي كه دشمن تو بود به دوستي، آن‌هم گرم‌ترين نوع دوستي‌ها بدل مي‌شود. ما روي اين موضوع در اين‌جا كم بحث كرديم، بيش از اين بحث مي‌خواهد ولي فعلاً همين را داشته باشيد كه حُسن خُلق يك سرماية بزرگي است كه در ماه رمضان مي‌شود براي خودمان ايجاد كنيم و در آن حال همه بهشت‌ها در قلب ما جاري مي‌شود، إن‌شاءالله. ريشة كرامت در قيامت بعد حضرت در ادامه مي‌فرمايند: «وَ مَنْ اَكْرَمَ فيهِ يَتيماً ، اَكْرَمَهُ اللهُ يَوْمَ يَلْقاهُ» يعني؛ هر كس در اين ماه يتيمي را اكرام كند، خداوند روزي كه او را ملاقات كند، اكرامش خواهد كرد. چرا كه در عالَم قيامت و با ظهور وجه «واحد قهار» بودن خداوند همه در محضر او خوار و كوچك‌اند، مگر آنهايي كه حضرت حق اراده كرده باشد مورد احترام باشند و پيامبر? مي‌فرمايند: رمز اكرام قيامت، اكرام يتيمان است. چرا كه وقتي انسان پشت و پناه كساني باشد كه پشت و پناهشان را از دست داده‌اند، در آن روزي كه انسان هيچ پشت و پناهي ندارد، خداوند پشت و پناه او خواهد بود. در قرآن به آنهايي كه فكر مي‌كنند مال دنيا وسيلة كرامت و بزرگي است، مي‌فرمايد: «كَلاّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيم»  يعني؛ شما در ارزيابي‌هايتان نسبت به اموالي كه در اختيار داريد، غلط است، چون آن اموال را وسيلة اكرام يتيمان و اطعام مسكينان قرار نداده‌ايد. آري! فرمود: يتيم را اكرام نمي‌كنيد، چون يتيم نان نمي‌خواهد، احترام و پشت و پناه مي‌خواهد. در مورد مسكين فرمودند: اطعام كنيد، ولي يتيم را فرمود: احترام و اكرام كنيد، و در آيات 15 و 16 سورة مبارك فجر مي‌فرمايد: نظام ارزشي‌تان را تغيير دهيد كه هركس ثروت داشت مورد احترام شما باشد. در اين ماه بايد يك كاري بكنيم كه حرمت و احترام يتيمان در چشم و قلب ما بالا برود. هركسي بايد يك كاري بكند، ما بايد كاري كنيم كه حرمت يتيمان در اين ماه به يك شكل چشم‌گيري ذهن‌ها را اشغال كند، و در مورد يتيمان يك تجزيه و تحليل الهي پيدا كنيم كه مورد احترام ما باشند و نه مورد ترّحم ما. به ما فرمود: يتيمان را اكرام كنيد. اشتباه از ما است كه سريعاً جاي اكرام، اطعام مي‌گذاريم، خود خدا كه مي‌توانست بگويد اطعام كنيد، ولي مي‌فرمايـد: «كَلاّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتيم، وَ لا تحاضُّونَ عَلي طَعامِ الْمِسْكِين» يعني؛ شما در مورد جايگاه دارايي‌هايتان اشتباه مي‌كنيد و لذا يتيم را اكرام نمي‌نماييد و از آن طرف هم تشويق نمي‌كنيد تا مردم مسكين را اطعام كنند‌. درك اين مسأله يك دقّت مي‌خواهد، به‌هر حال حضرت توصيه مي‌كنند كه هركس در اين ماه يتيمي را اكرام كند خداوند در قيامت كه او را ملاقات مي‌كند مورد تكريم قرار مي‌دهد. عمده دقت در برنامه‌ريزي است جهت اكرام يتيمان و از آن سرسري نگذشتن. چه كساني در روز قيامت به رحمت الهي وصل مي‌شوند ؟ بعد مي‌فرمايند: «وَ مَنْ وَصَلَ فيهِ رَحِمَهُ، وَصَلَهُ اللهُ بِرَحْمَتِه يَوْمَ يَلْقاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فيهِ رَحِمَهُ، قَطَعَ اللهُ عَنْهُ رَحْمَتَـهُ يَوْمَ يَلْقاهُ» يعني؛ هركس در اين ماه به رَحِم و آشنايان خود وصل شود، خداوند او را در روزي كه ملاقاتش مي‌كند، به رحمت خودش متصل مي‌گرداند و هركس در اين ماه با ارحامش قطع رابطه كند، خداوند رحمت خود را در قيامت از او قطع مي‌كند. آقا! از اين قضيه‌ ساده نگذريد. با توجه به اين‌كه اين دستور را دوباره تكرار مي‌كنند معلوم است يك رمزي و يك كمال خاصي در اين كار در ماه رمضان نهفته است. به طوري كه حضرت مي‌فرمايند: ارتباط با ارحام در اين ماه موجب ظهور رحمت حضرت پروردگار در ابديت انسان مي‌شود، معلوم است كه يك عنايت خاصي به صلة رَحِم در اين ماه دارند و اين كار كمالات خاصي را در پي دارد. ما وقتي جايگاه پربركت صلة رحم را مي‌فهميم كه آثار شوم قطع رحم را متوجه باشيم، به‌طوري كه ما حتي با محارم گناهكار خود بايد طوري برخورد كنيم كه منجر به قطع رحم نشود. شما در نظر بگيريد؛ وقتي پسر معتصم، آن خليفة ملعون عباسي به امام ‌جواد? مي‌گويد: پدرم به اميرالمؤمنين ‌علي? توهين كرده است، حكمش چيست ؟ حضرت مي‌فرمايند: حكمش قتل است. مي‌گويد: اجازه مي‌دهيد او را بكشم؟ مي‌فرمايند: تو، نه! چون عمرت كوتاه مي‌شود، اتفاقاً پدرش را كشت و بعد از يك‌سال هم خودش كشته شد. ببينيد؛ امام گفته‌اند حكم اين آقا قتل است، حالا ملاحظه كنيد حكم خدا و امام را اجراكردن چه‌قدر ثواب دارد؟! اما امام باز هم مي‌فرمايند: عمرت كوتاه مي‌شود. پيامبر? ما را دوست دارند، مي‌خواهند ما نجات پيدا كنيم. اين‌جا است كه بايد رمزي در كار باشد كه حضرت مي‌فرمايند: اگر كسي در اين ماه صله رَحِم بكند، خداوند روز قيامت با او از سر رحمت برخورد مي‌كند. و عكس آن را هم فرمود كه: قطع رَحِم موجب محروميت از رحمت حضرت حق مي‌شود، آن‌هم در قيامت و در شرايط ابديتِ هر انسان، يعني گويا قطع رحم، رحمت حضرت حق را تا ابد از انسان قطع مي‌كند. «بهتر است براي بررسي اين قسمت و براي تصميم جدّي در اين مورد به كتاب‌هاي اخلاق در مورد موضوع صلة رحم رجوع بفرماييد». راه دوري از آتش سپس مي‌فرمايند: «وَ مَنْ تَطَوَّعَ فيهِ بِصَلوةٍ كَتَبَ اللهُ لَهُ بَراءَ ةً مِنَ النّارِ» يعني؛ اگر كسي در اين ماه يك نمازمستحبي بخواند، خداوند دوري از آتش را براي او مي‌نويسد. شرطش همان است كه در ابتداي بحث عرض كرديم كه اولاً: با اعتماد به سخن خدا و پيامبر? كار را شروع كنيم. ثانياً: با عزمِ بودن در ماه رمضان، كار را انجام دهيد. چون در اين ماه زمينة صعود اعمال فراهم است، پس بايد فرصت را غنيمت شمرد و از طريق نماز، راهي را كه خداوند در اين ماه به‌سوي بندگانش باز كرده، به‌دست آورد و پس از شناخت آن راه، ديگر از چنين ارتباطي غافل نشد. بعد مي‌فرمايند: «وَ مَنْ اَدّي فيهِ فَرْضاً كانَ لَهُ ثَوابُ مَنْ اَدّي سَبْعيـنَ فَريضَةً فيما سِواهُ مِنَ الشُّهُورِ» يعني؛ اگر كسي در اين ماه واجبي را انجام بدهد، واجبش هفتاد برابر ماه‌هاي ديگر است. چون حجاب‌ها در اين ماه برداشته شده و لذا روح به راحتي با حقيقت واجبات ارتباط برقرار مي‌كند و زمينه را براي ماه‌هاي ديگر براي خود فراهم مي‌نمايد. صلوات بر پيامبر، عامل سنگين شدن ميزان‌هـا بعد حضرت مي‌فرمايند: «وَ مَنْ اَكْثَرَ فيهِ مِنَ الصّلَواةِ عَلَيَّ ثَقَّل‌اللهُ ميزانَهُ يَوْمَ تَخَفُّ الْمَوازينُ» يعني؛ اگر كسي در اين ماه بر من صلوات بفرستد، در روزي كه ميزان‌ها سبك است، ميزان او سنگين است. چون وقتي در قيامت فقط حق سنگين است، پس اگر كسي در آن عالَم ميزانش سنگين بود، يعني از حق برخوردار است. حيف كه ما همين‌طور از اين‌ دستورات ساده مي‌گذريم. فكر مي‌كنيم پيامبرهمين طور نشسته‌اند و يك چيزهايي گفته‌اند. در حالي كه بايد متوجه باشيم وجود مقدس پيامبر حقيقت دنيا و آخرت‌اند، و تمام اين‌ دستوراتشان رابطة بين دنيا و آخرت است. صلوات بر پيامبر و آل پيامبر? هزاران هزار بركت دارد. اولا: روح انسان را با خدا و ملائكه هماهنگ مي‌كند. چون خداوند در آيه 56 سوره احزاب مي‌فرمايد: «اِنَّ‌اللهَ وَ مَلائِكَتِهِ يُصَلُّونَ عَلَي‌النَّبي، يا اَيُهَاالَّذينَ آمنوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً» يعني خداوند و ملائكه بر پيامبر صلوات مي‌فرستند، اي مؤمنان شما هم بر او صلوات بفرستيد و با تمام وجود تسليم فرامين او باشيد. ثانياً: صلوات بر پيامبر و آل او، يك نحوه سپاس‌گزاري از آنهاست كه چگونه تلاش كردند تا بتوانند دريچة رحمت بزرگ الهي به‌سوي خلق باشند و خداوند از طريق آنها دينش را به ما برساند. ثالثاً: اظهار يك‌نوع وفاداري است كه با فرستادن صلوات اعلام مي‌كنيم ما دائماً نسبت به شما وفاداريم. رابعاً: خود صلوات باعث يك‌نوع ارتباط قلبي با آن ذوات مقدسه خواهد شد. و بسياري نكات ديگر كه بايد در جاي ديگر مورد بررسي قرار گيرد. عمده آن است كه با صلوات، رابطه‌مان را با پيامبر و اهل بيت آن حضرت حفظ كنيم و ميزان خود را در قيامت سنگين كنيم، چرا كه قرآن مي‌فرمايد: «فَاَمّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ، فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيةٍ»  يعني آنهايي در قيامت از آن حيات ابدي خود راضي‌اند كه موازينشان در آنجا سنگين باشد. در خبر داريم كه حضرت‌رسول ‌فرمودند: «مرا يك خوابي گرفت، حمزه و جعفر را ديدم در بهشت خرما مي‌خورند. پرسيدم: اين‌جا چه چيز براي شما خيلي سرمايه بود؟ گفتند: يا رسول‌الله! دو چيز. يكي آب دادن به حُجّاج - چون آن روزها اين عمل، كار مشكلي بود-، يكي هم صلوات بر شما». حالا پس همين قدر بدانيد كه صلوات فرستادن برپيامبر ميزان‌مان را در روز قيامت سنگين مي‌كند و گشايش‌هايي در بهشت برايمان ايجاد مي‌نمايد. قرآن؛ راهي گشوده شده بين عبد و ربّ بعد فرمودند: «وَ مَنْ تَلا فيهِ أيَةً مِنَ الْقُرانِ ، كانَ لَهُ مِثْلُ اَجْرِ مَنْ خَتَمَ القُرانَ في غَيْرِه مِنَ الشُّهُورِ» يعني؛ و هركس در اين ماه آيه‌اي از قرآن تلاوت كند، براي او برابر پاداش كسي است كه در ماه‌هاي ديگر ختم قرآن كند. زيرا همچنان كه عرض شد حجاب بين عبد و ربّ در اين ماه به لطف حضرت پروردگار برداشته شده تا عبد بدون موانع با كتاب خدا و كلمات حضرت حق ارتباط پيدا كند. چرا كه وقتي خداوند بنده‌اش را آماده كرد، نكاتي از كتاب خدا متوجه مي‌شود كه در شرايط ديگر بسيار بايد براي به‌دست آوردن آن نكات تلاش كند، و از طرفي چون در ماه رمضان به نكات و حقايق كتاب خدا آگاهي يافت، در ساير ماه‌ها از آن بهره‌برداري مي‌كند و لذا فرصت ارتباط با قرآن در اين ماه، فرصتي است استثنايي كه نبايد از دست داد. بعد فرمودند: «اَيُّهَاالنّاسُ ! اِنَّ اَبْوابَ الْجِنانِ في هذَاالشَّهْرِ مُفَتَّحَـةٌ، فَاسْئَلُوا رَبَّكُمْ اَنْ لا يُغَلِّقَها عَلَيْكُمْ، وَ اَبْوابَ النّيرانِ مُغَلَّقَةٌ، فَاسْئَلُوا رَبَّكُمْ اَنْ لا يُفَتِّحَـها عَلَيْكُمْ، وَ الشَّياطينَ مَغْلُولَةٌ، فَاسْئَلُوا رَبَّكُمْ اَنْ لا يُسَلِّطَها عَلَيْكُمْ» اي مردم! در اين ماه درهاي بهشت گشوده شده است» از پروردگار خود بخواهيد كه آن را بر شما نبندد. و درهاي دوزخ بسته است، از پروردگار خود بخواهيد كه آن را بر شما نگشايد. و شيطان‌ها در زنجيرند، از پروردگار خود بخواهيد كه آنان را بر شما مسلط نسازد. خلاصه تمام شرايط كمال را فراهم نمودند، هم از آن جهت كه راه كمال را گشوده‌اند و هم از آن جهت كه موانع را برداشته‌اند، تا بنده با راحتي هرچه تمام‌تر بتواند به حق دست يابد و قلبش، حق را بشناسد. در مورد معني گشودن درهاي بهشت و بستن درهاي جهنم در بحث «روزه، دريچه‌اي به عالم معني» عرايضي مطرح شد و اجازه دهيد اين‌جا تكرار نكنيم، ولي عنايت داشته باشيد كه چگونه خداوند شرايط كمال بنده‌اش را در اين ماه در حدّ نهايي آن، فراهم كرده است. ما تلاش كنيم با آسودگي خاطر از اين شرايط استفاده كنيم و با دقت تمام، دستورات رسول‌خدا را در زندگي خود عملي سازيم و إن‌شاءالله به نتايج سرشار آن دست يابيم. ناقل روايت حضرت‌علي است و لذا در ادامة روايت هست كه: قالَ اميرالمؤمنين: «فَقُمْتُ فَقُلْتُ يا رَسُولَ اللهِ ما اَفْضَلُ الْاَعْمالِ في هذَاالشَّهْرِ ؟ فَقالَ يا اَبَاالْحَسَنِ! اَفْضَلُ الْاَعْمالِ في هَذاالشَّهْرِ، اَلْوَرَعُ عَنْ مَحارِمِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ......» حضرت علي فرمودند: برخاستم و عرض كردم: اي رسول خدا! بهترين اعمال‌ در اين ماه چيست؟ فرمودند: اي اباالحسن! بهترين اعمال در اين ماه پرهيز از حرام‌هاي خداي سبحان است. كه اجازه دهيد اين مسئله را در مبحث بعد كه مي‌خواهيم تحت عنوان «گوهر اصلي ماه رمضان» بحث را ادامه دهيم، به آن بپردازيم، چرا كه سؤال‌كننده انسان فوق‌العاده‌اي است و جواب‌دهنده نيز پيامبرخدااست و مسلم جواب پيامبرخدا به حضرت علي جاي بحث عميق دارد، كه در مبحث «گوهر اصلي ماه رمضان» آن را دنبال بفرماييد. «والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته»